۱۴۰۴ بهمن ۴, شنبه

«رهروان صبح»: زهره مهرجو

 «رهروان صبح»

از: زهره مهرجو

 

رهروان صبح

 

ایشان را با تو

سخنی نبود...

نه سازشی و نه هیچ معامله ای،

که خورشید را

از پس ابرهای سنگین

فرا می خواندند...

و بر آن بودند

تا فردایشان را

با دستان خویش بسازند.



هزاران زن و مرد شجاع

انسان آزاده،

هزاران شقایق سرخ...

به سرعت برقی

به فرمان تو

در خون نشستند،

تا ستون های کاخ لرزانت

پیش از افتادن

پیرتر شوند

بپوسند...

و سرانجام فرو ریزند!



ای ضحاک ستمگر

راه هیتلر، موسولینی و فرانکو را

طی کردن تا کِی..؟

آخر کدام واقعیت

کدامین حقیقت تلخ

تو را از خواب صد ساله

بیدار خواهد کرد؟



هشدار..!

از فریاد بلند نوجوانان

آه دلخراش مادران...

و پشت خمیده پدران،

که هیچ ترفندی همیشه کارساز نیست،

که هیچ ظلمی

تا ابد نمی ماند!



اینک سکوت

اینک سوگ گُل های پر پر شده

گسترده بر همه جا..!

در نیمه شب ها

تنها بانگ گلوله ها و

مارش بلند چکمه پوشان می پیچد.



لیک این چه سکوتی ست؟!

آرامش ابرها پیش از رعد...

یا غنود دریا

پیش از طوفان.



زهره مهرجو

 

۱۴۰۴ بهمن ۱, چهارشنبه

آخر بازی: احمد شاملو / کمون(نشریه نظم کمونیستی) شماره ۵۵ 

 

آخر بازی

احمد شاملو

تو را چه سود

فخر به فلک برفروختن

هنگامی که

بر غبارِ راهِ لعنت شده نفرینت می‌کند؟

تو را چه سود از باغ و درخت

که با یاس‌ها

با داس سخن گفته‌ای

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد

که مادران سیاه پوش

  داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد 

هنوز از سجاده‌ها

سر بر نگرفته‌اند

 اثر احمد شاملو

کمون(نشریه نظم کمونیستی) شماره ۵۵  pdf

آدرس سایت نظم کمونیستی:

http://www.coiran.org/

۱۴۰۴ دی ۲۵, پنجشنبه

برای مامِ میهن: ی. صفایی

 برای مامِ میهن

ی. صفایی

وطنم در گردابِ خون می‌تپد؛

خاک، سینه‌چاک و مجروح،

سرخ‌فام و پیوسته جاری.

آنجا که لبانِ سپیده را به نخ کشیدند،

رویاها را به بازارِ تاراج سپردند

و عشق را برابرِ جوخه، بی‌دفاع نشاندند.

ای فرزندانِ آفتاب!

در کوچه‌های بن‌بست قدم نگذارید،

بام‌ها ردای کمین پوشیده‌اند

و سایه، بوی گلوله می‌دهد.

کجایند آن مستی‌کشانِ گل به دست؟

آنان که بوسه را

بر لبانِ لرزانِ زندگی می‌شکفتند؛

امروز، سهمِ رگبارِ کینه شده‌اند.

بنگرید!

در شریانِ خیابانِ آزادی،

این وطن است که از دهانِ گلوله فریاد می‌کشد.

قصابان،

بر ارابه‌های آهنین،

با کاتوشاهای برافراشته،

به صیدِ قلب‌های عاشق آمده‌اند.

ای یاران!

شجاعتِ شما

لرزه‌ای بود

که ستون‌های جهان را لرزاند.

اگرچه امروز

دژخیمانِ بیگانه

با زبانِ آتش و آهن

جانِ جهانِ ما را نشانه رفته‌اند،

اما ببینید

مردم چگونه

از پیله‌ی جان گذشته‌اند؛

سرودِ سرخِ خویش را

بر سنگفرشِ خیابانِ آزادی

با خون امضا می‌کنند.

دریغا از این سکوتِ گَسِ جهان…

که در میهمانیِ خونِ شکوفه‌های ما

جام برمی‌دارند

و بر مرگ می‌رقصند.

اما گوش بسپار…

امید، در ژرفای زمین می‌جوشد؛

عشق،

ققنوس‌وار

از دلِ خاکستر برمی‌خیزد.

ما به حرمتِ رویاهایمان ایستاده‌ایم

و آزادی—

آزادی،

دوباره در این خاک

نَفَس خواهد کشید.

ی. صفایی

پانزدهم ژانویه ۲۰۲۶

۱۴۰۴ دی ۲۱, یکشنبه

نگو جاوید شاه ، و لینک‌های شعرها، کتاب‌ها و مقاله‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

نگو جاوید شاه

مجید نفیسی

نگو جاوید شاه

نگو: جاوید شاه!
بگو جاوید زن
تا مردسالاری برافتد
و زن با مرد برابر شود.

نگو: جاوید شاه!
بگو جاوید زندگی
تا مرگ‌پرستی رنگ ببازد
و زندگی بر مرگ چیره شود.

نگو: جاوید شاه!
بگو جاوید آزادی
تا فرد جرات کند که خود بیندیشد
و از پدرخوانده‌ها رها شود.

تاریخ تکرار می‌شود
نخست چون فاجعه
سپس چون مضحکه.
آیا مردم در خیابانها می‌میرند
تا خودکامگی شاه
جای خودکامگی آخوند را بگیرد؟
نه! نه! نه!
زن – زندگی – آزادی.

        دهم ژانویه دوهزار‌و‌بیست‌و‌شش

https://iroon.com/irtn/blog/21752/

***

Don’t Chant Viva Shah

Majid Naficy

Don’t chant: Viva Shah!
Chant: Viva Woman
So that male supremacy collapses
And women become equal with men.

Don’t chant: Viva Shah!
Chant: Viva life
So that death-worship  fades away
And life wins over death.

Don’t chant: Viva Shah!
Chant: Viva freedom
So that individuals dare to think
And let go of godfathers.

History repeats itself
First as tragedy
Second as farce.
Do people die on the streets
So that the tyranny of the Shah
Replaces the tyranny of the Mullah?
No! No! No!
Woman, Life, Freedom.

        January 10, 2026          

 

***

لینک‌های شعرها، کتاب‌ها و مقاله‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
1 Poem: Don’t Chant Viva Shah
شعر: نگو جاويد شاه
Free Access to Majid Naficy's New Book: The Story of a Love 
دسترسی رایگان به کتاب تازه‌ی مجید نفیسی: "سرگذشت یک عشق" چاپ دوم 
1 Poem: The Skeletonsشعر: اسکلتها
Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump
مجید نفیسی: فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
Music: Chopin: Nocturne in B minor
The New Yorker: An ICE Killing Puts Minneapolis on the Brink
The New Yorker: Donald Trump Was Never an Isolationist
The New Yorker: The Robot and the Philosopher
Bernie Sanders: Demand Congress Defund ICE Now!
محمد مهدی نجفی: از فره ایزدی تا ظل‌الله: واسازی کهن‌الگوی شاه مقدس
همن سیدی: پس از روز و شب باشکوه ۱۸ دی ماه، با نقش کردستان و سلطنت طلبها‌ چه می توان کرد؟
هالو - جمهوری اسلامی مرده کسی نیست جنازه اش را جمع کند. در گفتگو با صدای امریکا
 
 
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

۱۴۰۴ دی ۲۰, شنبه

«بگذار برخیزد!»: زهره مهرجو

«بگذار برخیزد

از: زهره مهرجو

در جاده های تاریک

کوچه های سرد و باریک

نبض زندگی بلندتر می طپد!

اینک بر می خیزد مردم خسته،

مشت در آسمان...

و صدا هچون رعد

ابرهای سکون را می شکافد!

ز دست سگ هار افسار گسسته

بر رخِ نرگس جوان خون نشسته

آه...

بگذار برخیزد مردم بی نان!

حسرت پر زند ز نگاه کبوتر بی رنگ...

بگذار برخیزد!

* * *

 

دسترسی رایگان به کتاب تازه‌ی مجید نفیسی، و لینک‌های شعرها، کتاب‌ها و مقاله‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

دسترسی رایگان به کتاب تازه‌ی مجید نفیسی

سرگذشت یک عشق: دوازده شعر پیوسته, چاپ دوم, "باشگاه ادبیات", فنلاند

سیمین بهبهانی در نامه‌ای از تهران مورخ اول آوت 1999 به مجید نفیسی نوشت:

"آقای مجید نفیسی عزیزم، "سرگذشت یک عشق" مجموعه‌ی دوازده شعر زیبای شما را آقای گلشیری عزیزم به من داد. هدیه محبی از آن سوی دنیای جدایی‌ها. خوشحالم که دور از یار و دیار، شاخه ي برومندی با استقلال و تفرد و به دور از همانندی‌ها می‌بالد و بارور می‌شود. نمی‌دانم این چند سطر به شما خواهد رسید یا نه. به هر حال من باید بنویسم که شعری ماندگار دارید بی آن که از معیارهای نشاندار زمان پیروی کرده باشید یا به عمد به دنبال غرابت‌های نوجویانه رفته باشید. پیش از این شعر "نفرین" شما را در "چشم انداز" خوانده بودم و به دنبال نشان گوینده می‌گشتم. تبریک مرا بپذیرید."

https://iroon.com/irtn/photo/16506

 

Free Access to Majid Naficy's New Book

The Story of a Love: A Sequence of Twelve Poems, "Literature Club", Finland

After reading the book the famous Iranian poet Simin Behbahani wrote in a letter to Majid Naficy dated August 1 1999 from Tehran:

“My dear Mr. Majid Naficy! I received your beautiful collection of twelve poems The Story of a Love from my dear Mr. Golshiri as a friendly souvenir from beyond world of separations. I am delighted that far from homeland and friends a strong branch is growing and coming to fruition with independence and singularity and far from similarities. I don’t know if these few lines will reach you or not. Nevertheless, I must write that you have an everlasting poetry without following the marked standards of the age or intentionally looking for odd novelties…Accept my congratulations.” 

***

لینک‌های شعرها، کتاب‌ها و مقاله‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
 
Free Access to Majid Naficy's New Book: The Story of a Love 
دسترسی رایگان به کتاب تازه‌ی مجید نفیسی: "سرگذشت یک عشق" چاپ دوم 
1 Poem: The Skeletonsشعر: اسکلتها
Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump
مجید نفیسی: فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
Music: Chopin: Nocturne in B minor
کشتار معترضان، تهدید خامنه‌ای، هشدار ترامپ
The New Yorker: Is Life a Game?
Vox Populi: Karen J. Greenberg: Trump’s War on Women
Bernie Sanders: Investigate the ICE Shooting!
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 

۱۴۰۴ دی ۹, سه‌شنبه

به غزه بنگر: سهیلا

 


به غزه بنگر

سهیلا

به غزه بنگر

شهری که چراغ‌ها را از چهره‌اش کنده‌اند

زمینش پر از فریادهای دفن شده است،

پر از گامهای بی‌سرنوشت

و‌لباس مدرسه بر تن گورها

بنگر به مادری با استخوانهایش خانه میسازد

به کودکش وعده صبح میدهد

بر پیشانی تب‌دارش سایه نان میکشد،

 و صبح باز میگردد

در نگاه آخرین کودک

در تَرَک‌های شب،

در مکث نفس‌ها،

در خشم‌های به هوش آمده‌ی جوشان در ریشه‌ها،

شب فرومیریزد

با ققنوس‌های آتش و باروت

به دستِ آگاه نسل‌ها

سهیلا



۱۴۰۴ دی ۲, سه‌شنبه

با قیامِ سبزه ها از خاک: سیاوکسرائي / کمون(نشریه نظم کمونیستی) شماره ۵۴

 

با قیامِ سبزه ها از خاک

با طلوعِ چشمه‌ها از سنگ
با سلامِ دلپذیرِ صبح
با گریزِ ابرِ خشم آهنگ
سینه‌ام را باز خواهم کرد!
همرهِ بالِ پرستوها
عطرِ پنهان مانده‌ی
اندیشه‌هایم را
باز در پرواز خواهم کرد. 

سیاوکسرائي

کمون(نشریه نظم کمونیستی) شماره ۵۴

کمون شماره ۵۴  pdf

آدرس نظم کمونیستی

 coiran.org

۱۴۰۴ دی ۱, دوشنبه

گُل ﻣﻴﻨﺎیﺟﻮﺍﻥ: ﺳﻌﻴﺪ ﺳﻠﻄﺎن پوﺭ

 گُل ﻣﻴﻨﺎیﺟﻮﺍﻥ

ﺳﻌﻴﺪ ﺳﻠﻄﺎن پوﺭ

ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥﺷﺐ ﺗﺎﺭ

می شکوفد گل صبح

ﺧﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻟﺐ گﻞ

گﻞﺧﻮﺭﺷﻴﺪ کﻨﺪ

ﺟﻠﻮﻩ ﺑﺮ کﻮﻩ ﺑﻠﻨﺪ

ﻧﻴﺴﺖ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ گﺬﺭﺩ

ﻭﺯ پیﺍﺵ پﻴک ﺑﻬﺎﺭ

ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ گﻞ ﺳﺮﺥ

ﺑیگﻤﺎﻥ ﻣیﺁﻳﺪ

ﺩﺭ گﺬﺭگﺎﻩ ﺷﺐ ﺗﺎﺭ

ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩیﻧﻮﺭ

گﻞ ﻣﻴﻨﺎی ﺟﻮﺍﻥ

ﺧﻮﻥ ﺑﻴﻔﺸﺎﻧﺪﻩ ﺗﻤﺎﻡ

ﺭﻭی ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺯﻣﺎﻥ

ﻻﻟﻪﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﻝ

ﻫﻤگی ﺩﺍﻍ ﺳﻴﺎﻩ

گﺮچه ﺷﺐ ﻫﺴﺖ ﻫﻨﻮﺯ

ﺑﺎ ﺳﻴﻪ چنگ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻡ ﺁﻭﻧگ

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻏﺮﻕ ﺳﺘﺎﺭﻩﺍﺳﺖ ﻭ ﻟﻴک

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻏﺮﻕ ﺳﺘﺎﺭﻩﺍﺳﺖ ﻫﻨﻮﺯ

ﺧﻮﺷﻪﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺳﺘﺎﺭﻩ گﻞ گﻞ

ﺧﻮﺷﻪ ﺍﺧﺘﺮ ﺳﺮﺥ

ﺑﺎ تپشﻫﺎی ﺳﺘﺮگ

ﻋﺎﻗﺒﺖ کﻮﺭﻩیﺧﻮﺭﺷﻴﺪ گﺪﺍﺯﺍﻥ گﺮﺩﺩ

 

۱۴۰۴ آذر ۲۷, پنجشنبه

اسکلت‌ها، و لینک‌های شعرها، مقاله‌ها و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی وانگلیسی)

اسکلت‌ها

مجید نفیسی

پائین که می‌رفتم
صدایشان را شنیدم
که با یکدیگر حرف می‌زدند.
از پله‌ها بالا رفتم و گفتم:
"کیستید و چرا در غیاب من
به این جا آمده‌اید؟
چهره‌تان دیده نمی‌شود."

ناگهان دوره‌ام کردند.
یکی که نزدیکتر بود
و به مادر بزرگ می‌مانست
خندید و گفت:
"حالا چهره‌هامان را تشخیص میدهی؟"
کوچک و بزرگ
زن و مرد
همه اسکلت‌هایی بودند
در جامه‌ای از مه.

قدم پیش گذاشتم و فریاد کشیدم:
"از شما نمی‌ترسم
نفرین بر شما!
به دنیای خود بازگردید."
یکباره از شاخه بریده شدند
و بر زمین فروریختند.

بیستم سپتامبر ۱۹۹۶

https://iroon.com/irtn/blog/21695/the-skeletons/

***

 

The Skeletons

Majid Naficy

As I was going downstairs
I heard their voices
Talking to each other.
I climbed back and said:
“Who are you and why in my absence
Have you come here?
Your faces cannot be seen.”

Suddenly, they surrounded me.
One who was closer to me
And resembled Grandma
Laughed and said:
“Do you recognize our faces now?”
Young and old,
Women and men
They were all skeletons
Dressed in fog.

I stepped forward and shouted:
“I am not afraid of you.
Curse you all!
Go back to your own world.”
All of a sudden, they were cut off from the branch
And scattered on the ground.

September 20, 1996

***

 لینک‌های شعرها، مقاله‌ها و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی وانگلیسی)

 
 
 
1 Poem: The Skeletonsشعر: اسکلتها
Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump
مجید نفیسی: فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد
1 Poem: A Woman from Tongaشعر: زنی از تونگا 
How to Build a REAL Music Business in 2026 (Azad Naficy’s Full Framework)
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy a recipient of 2025 Santa Monica City artist fellowship
Free Access to Majid Naficy's Book: A Witness for Ezzat
دسترسی رایگان به کتاب مجید نفیسی: شاهدی برای عزت
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
Music: عاشورپور: والس نوروزی
Victims of Iran’s 2022 crackdown file criminal complaint against 40 officials
Fresh Air: 'Vanity Fair' reporter gets an inside view from Susie Wiles, the woman behind Trump 2.0
The New Yorker: Rob Reiner Made a New Kind of Fairy Tale
The New Yorker: Is Cognitive Dissonance Actually a Thing?
The New Yorker: Stephen Sondheim, Puzzle Maestro
Background Briefing With Ian Masters: A Profile of the Dark Force Behind the Indiscriminate Roundup of Immigrants and the Revival of the Political Paranoia
of the "Red Scare" | With Young Americans Rejecting Capitalism, a Deep Dive Into the History of Capitalism 
 
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

۱۴۰۴ آذر ۲۳, یکشنبه

فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد، و لینک‌های شعرها، مقاله‌ها و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی وانگلیسی)

 

فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد

مجید نفیسی

ترامپ "صدای آمریکا" و آرشیو آن از جمله فیلم مربوط به مرا نابود کرد. امروز پس از چندین ماه آنرا در یوتوب احیا کردیم:

عنوان این برنامه که در مجموعه پرتره و برای تلویزیون صدای امریکا تولید شده، "گاوی نر زیر آقتاب سوزان کویر، با مجید نفیسی شاعر و پژوهشگر"  نام دارد.

تهیه کننده، کارگردان و تدوین : پوپک راد

تصویر و صدا: آرش راد

این برنامه در ژانویه ۲۰۱۴ از تلویزیون صدای آمریکا پخش شده است.

https://iroon.com/irtn/vlog/56837/

***

Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump

Trump destroyed Voice of America and its archive including a film about me. Today, after a few months, we were able to restore it on Youtube.

Aired on Voice of America TV, January 2014

https://iroon.com/irtn/vlog/56838/majid-naficy-watch-my-portrait-destroyed-by-trump/

***

لینک‌های شعرها، مقاله‌ها و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی وانگلیسی)

 
 
Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump
مجید نفیسی: فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد
1 Poem: A Woman from Tongaشعر: زنی از تونگا 
How to Build a REAL Music Business in 2026 (Azad Naficy’s Full Framework)
1 Poem : The Sea does not Fit in Me Anymore شعر: دریا دیگر در من نمی‌گنجد
1 Poem: Crunchy Edibles شعر: خوردنیهای قروچه‌ای
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy a recipient of 2025 Santa Monica City artist fellowship
Free Access to Majid Naficy's Book: A Witness for Ezzat
دسترسی رایگان به کتاب مجید نفیسی: شاهدی برای عزت
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
Music: ناصر مسعودی: کوراشیم
The New Yorker: Yasmina Reza’s “Art” Feeds Our Appetite for Argument as Entertainment
The New Yorker: 2025 felt very Lynchian
Jon Batiste: FREEDOM
هنر و زندگی با فیروزه خطیبی
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

۱۴۰۴ آذر ۲۰, پنجشنبه

زنی از تونگا، و لینک‌های شعرها، مقاله‌ها و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی وانگلیسی)

 

زنی از تونگا

مجید نفیسی

از صندلی پشت تاکسی
جایی که من نشسته‌ام
راننده به جزیره‌ای می‌مانَد
که سر از آب بیرون آورده
چونان جزیره‌ی تونگا*
که یک روز پس از آتشفشان
حضور خود را به جهان
اعلام کرد.

"سی سال پیش
با او در کلیسا آشنا شدم.
از من خواستگاری کرد.
گفتم اگر مرا می‌خواهی
باید عرق و دود را کنار بگذاری
و او تا امروز
بر سر پیمان خود مانده."

وقتی دارم پیاده می‌شوم
او سر‌بر‌می‌گرداند
و من ناگهان
زیبایی چهره‌اش را در‌می‌یابم.

بیستم فوریه 2015

*- کشور و مجمع‌الجزایری در اقیانوس آرام جنوبی.

https://iroon.com/irtn/blog/21677/a-woman-from-tonga/

 

A Woman from Tonga

Majid Naficy

From the back seat of the taxi
Where I am sitting
The driver looks like an island
Jetting out of the water
Like the Island of Tonga*
Which one day after a volcanic interruption
Announced its presence
To the world.

“Thirty years ago
I met him in a church.
He proposed to me.
I told him if you want me
You should quit liquor and smokes
And so far
He has kept his word.”

When I am getting off
She turns her head
And I suddenly realize
The beauty of her face.

February 20, 2015

*- a country and an archipelago in the southern Pacific Ocean.

***

 
 

لینک‌های شعرها، مقاله‌ها و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی وانگلیسی)

 
 
1 Poem: A Woman from Tongaشعر: زنی از تونگا
How to Build a REAL Music Business in 2026 (Azad Naficy’s Full Framework)
1 Poem : The Sea does not Fit in Me Anymore شعر: دریا دیگر در من نمی‌گنجد
1 Poem: Crunchy Edibles شعر: خوردنیهای قروچه‌ای
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy a recipient of 2025 Santa Monica City artist fellowship
Free Access to Majid Naficy's Book: A Witness for Ezzat
دسترسی رایگان به کتاب مجید نفیسی: شاهدی برای عزت
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
The New Yorker: West of Eden
The New Yorker: The Year that Broke Federal Workers
The New Yorker: A Student Chases the Shadows of Tiananmen
The New Yorker: Why Video Podcasts Multiplied Beyond the Man Cave
Background Briefing with Ian Masters: Will the Anti-Capitalist Gen Z Left Which Has Energized the Democrats Dominate American Politics in the Future? |
The Bill Introduced Today for Rank Choice Voting in House and Senate Primaries and General Elections | Will the Release of Records From Maxwell and Epstein
Trials Bring Us Closer to Justice For the Victims?
Bernie Sanders: Palantir’s Co-Founder Wants Public Hangings – Tell Congress: Cut Their Contracts NOW
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

۱۴۰۴ آذر ۱۳, پنجشنبه

دریا دیگر نمی‌گنجد در من، و لینک‌های شعرها، مقاله‌ها و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی وانگلیسی)

 

دریا دیگر نمی‌گنجد در من

مجید نفیسی

 

دریا دیگر نمی‌گنجد در من.
امواج خشمگین از درزهای تنم لب‌پَر میزنند
و از رگهای فرسوده‌ام سر‌ریز میکنند.
ماهیان مرده بر روی آب شناورند
و نهنگ پیر و خسته‌ای درون من ماق میکشد.

تازیانه‌ی من کجاست
تا چون خشایار شاه بر گرده‌ی آبها فرو‌کوبم؟
یا اگر مسیحی هست بگو که به نیایش
دریای خشمگین مرا فرو‌نشاند.

زانو میزنم و خدای دریا را آواز میدهم:
بگو آبها به پشت موج‌شکنها بازگردند
بگو توفان, چشم خود را فرو‌بندد
بگو ماهیان دوباره جان گیرند
بگو نهنگ تنهای من
جفت گمشده‌ی خود را بازیابد
بگو یک, دو شود.
اشِم وهو.*

پنجم فوریه دوهزار

*- وردی در پایان برخی از نیایشها در "اوستا" به معنای "راستی به است".

https://iroon.com/irtn/blog/21660/the-sea-does-not-fit-in-me-anymore/

 

***

The Sea does not Fit in Me Anymore

Majid Naficy


The sea does not fit in me anymore.
The angry waves overflow from the cracks of my body
And spill from my worn-out veins.
The dead fish float on the water
And an old, tired whale cries inside me.

Where is my whip
So that I can hit over the back of waters like King Xerxes?
Or if there is a Christ, tell him
To calm my angry sea with a prayer.

I kneel and call the god of sea:
Tell the waters return behind the seawalls
Tell the storm closes its eyes
Tell the fish come back to life
Tell my lonely whale
Finds its lost mate
Tell one becomes two.
Ashem Vohu.*

February 5, 2000

*- A Zoroastrian mantra at the end of some prayers in the Avesta which means “righteousness is good.

 

***

لینک‌های شعرها، مقاله‌ها و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی وانگلیسی)

 
 
1 Poem : The Sea does not Fit in Me Anymore شعر: دریا دیگر در من نمی‌گنجد
1 Poem: Crunchy Edibles شعر: خوردنیهای قروچه‌ای
Majid Naficy: The Profile of Women in the Poetry of Ahmad Shamlu
مجيد نفيسى: چهره‌ى زن در شعر احمد شاملو
1 Poem: The Last Day of Chemotherapy شعر: آخرین روز شیمی‌درمانی 
Nima and the Romantic Love in “Afsaneh”نیما و عشق رمانتیک در "افسانه"
مجید نفیسی: نیما و عشق رمانتیک در «افسانه»
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy a recipient of 2025 Santa Monica City artist fellowship
Free Access to Majid Naficy's Book: A Witness for Ezzat
دسترسی رایگان به کتاب مجید نفیسی: شاهدی برای عزت
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
Music: Mendelssohn: No 2. in E major (1834)
The New Yorker: A Very Big Fight Over a Very Small Language
“Train Dreams” Is Too Tidy to Go Off the Rails
Background Briefing with Ian Masters: Trump and MAGA's Policies and Politics Are Driven By Sadism | Putin Warns of War With Europe After Which There Will
Be No One Left to Negotiate With | In Spite Of the Ongoing Agony, A Plan For Peace Between Israelis and Palestinians 
Vox Populi: Brad Reed: ‘Furious Backlash’ Inside Pentagon as Hegseth Seeks to Avoid Blame for Deadly War Crimes
Bernie Sanders: Add your name: Fund NPR and PBS
The Guardian: Bernie Sanders: AI poses unprecedented threats. Congress must act now
هنر و زندگی با فیروزه خطیبی
 
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

۱۴۰۴ آذر ۹, یکشنبه

اپوزیسیون واحد: فرح نوتاش

 

 

اپوزیسیون واحد

فرح نوتاش

ما همگی... از شیفته گان عدالت بودیم

               امانمان می برید ... هر تبعیض 

و وقوع هر ظلمی... 

تیغی بود... که شیار می انداخت و

خون می کرد

صفحۀ صیقل دلهامان را

اما...

این ما نبودیم... که انتخاب می کردیم 

                             کدامین روز و کجا

کدامین عنصرره یافته... 

                      در مسیر و راه 

                  از کدامین حزب... یا سازمان

                                    خواهد گرفت دست مان

و رهنمون خواهد شد ما را 

                    به سوی شاهراه برابری ...                 

کمتر کسی  را دیده ام

 که مستقل و جستجو گر 

                                خود باشد ... یابندۀ راه 

اکثر جوانان ... جذب عاطفی بوده

و عاطفی ماندند

من... هیچ چیز تازه ای... 

                   ندارم برای گفتن ...بجز 

نبض عشق و زندگی

             که می تپد در من... 

                         و بی خستگی... مرا

 از فراسوی تمامی رنج ها و آه های بیشمار ... 

 به راه تغییر و                                               

زیر و رویی کشانده است

نه یک ... یا دو نفر

                 یا  یک گروه... یا که جمع

تمام فرصت طلبان شهر از من ... 

                            روی می گرداندند

چون کارم... 

نقش تصویر قاتلان فلسطینیان ...

صهیونیست های بی وجدان

                  بر دیوارهای شهر شده بود

همه می دانستند... 

آنچه را که فریاد می کنم...

عینِ حقیقت است

لیک ... با چرخاندن سر... و تلاش

در گم راهی جوانان تازه به راه

       در دالان های پر سفسطه... 

زیر پرچم های صورتی بجای سرخ

تلاشی می کردند

فرصت ها را ندهند از دست 

گویی...در جنگلی بزرگ 

                             با همه... اما تنها

لیک نیاز حیاتی برای تغییر

درد تنهایی را... از من دور 

                          و روستن در نور... 

در وادی عشق و کمال

مرا... سرشار از خوشبختی می کرد

یخ های آن دوران... هنوز آب نشده 

لیک... نگاه های طلبکارانه

                        و غضب آلوده 

کم کم ... به نگاه های گریزان... 

                         و شرم آلوده

بدل شده اند 

محک همواره ... 

فلسطین بوده و هست

علیه استعمار...

علیه اشغال و خشونت و کشتار

این اولین رکن اتحاد بوده و خواهد بود

چرا؟ 

چون ایران نیز همواره بوده و هست

                               تحت سلطۀ استعمار

لازمۀ هر عشق بزرگ 

خلوص بی خدشه... و بی تزلزل و عصیان 

لازمۀ هر عشق بزرگ 

عزم به ... به ایجاد حرکت

و عزم به زیر و رویی و تغییر

و دوری در ماندن...

در دایرۀ بی فرجام نظر

تکرار حرف های گذشته ... 

نه تلاشی ست... برای تغییر

میخ شدن در یک جا ...فرمان ایست 

و تکرار واژه های کهنه...

و پوسیدن است... در پیله خود

 

و چه دردناک است... 

عبور از سال های زندگی... بی تغییر

سهم ما از تغییر 

  دارد در ایستایی... می سوزد 

بزرگترین عشق انسان ...

عشق اجتماعی اوست

که آتش اش... از سینه ای 

به سینۀ دیگر... زبانه می کشد

می گیرد و می خیزاند

و مشعلی می گردد ... 

پرتو افشان مسیر رهراوان

 

هر نسل ... سرود عشق خود را

             با واژه ها...  و آهنگ ویژۀ خود ...  

                            با شور عاشقانه می خواند

 نباید که از عشق گریخت

و نباید در را بست ...  بروی عشق

تکرار مدام نواهای گذشته

زیستن در نفرت تاریخی 

بجای گشودن راه امروز و فردا 

بس خسته کننده ... و ملال آور

و غفلت از تحولات

و نیافتن راهی ست... 

برای نجات انسان هایی که دارند 

می میرند ...

در مصیبت های کلان ملا

از آب و هوا... 

تا نان و مسکن و دارو... و...

و حراست...

از حصار گروه های تنگ خودی

 فضا را... با بوی کپک می آلاید

و تنها اثرش ...

فوران دق است... با مصیبت بزرگی

                                 به نام سلطۀ ملا 

 

عشق ... در کلام تازه

با رنگ و ملودی های نوین

                        می روید و جان می گیرد

و پراکندگی در نهایت

تحمیل انفعال است و... فلج

و دادن سلطنت ابدی به ملایان استعمار

ما زنان طبقۀ کارگر ...

اگر صد سال هم در جوامع مصرفی ... 

زندگی کنیم

باز ... از حیف و میل بی زاریم

ساختن چیزی از هیچ 

         در جان ما... رخنه کرده است

برای ما ... نگاه به گذشته ها 

            فقط ... بار رنج دارد و بس

                    از این رو... کار ما آینده نگریست  

ما برای ساختن اسکلتی محکمتر 

                    هرگز از تخریب... نمی ترسیم

و استواری و قدرت ما ...

از نگاه امید مان است... به آینده

هر دسته و حزب و هر گروه 

عده ای را ... به دور خود بی حاصل 

                         جمع و منفعل کرده

و با انفعال و فلج افراد گروه

                    مانع اتحاد و هر تغییر است

ما زنان طبقۀ کارگر

 از این درجا زدن ها...  

             سخت به جان آمده ایم

و این انفعال را... با تمامی قدرت... 

                             مردود می دانیم

ما برای... یک لقمۀ نان 

برای کودکانمان بی امروز ... 

و در عدم اتحاد شما آقایان ... بی فردا

 در ایران ویران ... به دست ملا

در هر گام

مرگ را تجربه می کنیم...

 در عرصۀ بیکاری... و بی نانی

خرد گشته ... حرمت انسانی امان 

همین دیروز بود که ... 

پسر دوم هشت سالۀ من... می پرسید

                                     مادر... تا به کی ... 

بچه های دیگر ... به مدرسه بروند 

و ما... همچنان در کار خیابانی ؟ 

 

در دوران حقیری...  

که خباثت می بارد از رژیم ملا... 

                      بر درو دیوار همه جا

چند قرن دیگر... باید انتظار کشید؟

تا یک اپوزیسیون واحد... ایجاد شود؟

دیروز ... ما همه پراکنده 

 لیک امروز ... نقش انقلابی ما

 در ایجاد یک اپوزیسیون واحد ... 

خلاصه می گردد               

در شرایط حاضر 

                       ما فقط  گام به گام... 

قادر به اهراز اهداف انسان ساز  

                              می توانیم بشویم

ما فرزندان عرصۀ کار...

معتقدیم به همدلی و یکرنگی ...

               درمسیر کار و مبارزات مشترکیم

یا ما ... در یک اپوزیسیون واحد 

                    و پیروز و... اهراز رهبری

یا حامیان سرمایه ... و نوکران استعمار 

                                 با تشکل خود... بر ما

                            با سلطۀ دوباره و صد بارۀ اجنبی

بها دادن به ملا

به عنوان ...نیروی ضد امپریالیست

اجازه دادن به اوست

برای خوردن مغزکودکان و جوانان  

غارت و قتل و کشتار

و اشاعۀ فساد انگلی... در خاور میانه 

                              و کل کشورهای جنوب

با نان کودکان کار و خیابانی

و ایران ویران بی امروز و آینده

 

فرح نوتاش

وین 12 .4. 2017

کتاب شعر 9 

 www.farah-notash.com