«بگذار برخیزد!»
از: زهره مهرجو

در جاده های تاریک
کوچه های سرد و باریک
نبض زندگی بلندتر می طپد!
اینک بر می خیزد مردم خسته،
مشت در آسمان...
و صدا هچون رعد
ابرهای سکون را می شکافد!
ز دست سگ هار افسار گسسته
بر رخِ نرگس جوان خون نشسته
آه...
بگذار برخیزد مردم بی نان!
حسرت پر زند ز نگاه کبوتر بی رنگ...
بگذار برخیزد!
* * *
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر