۱۴۰۵ فروردین ۱۶, یکشنبه

نمی‌خواهمت ای نفت!، و لینک‌های اشعار، مقالات و کتب مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

نمی‌خواهمت ای نفت!

مجید نفیسی

نمی‌خواهم
نمی‌خواهمت ای نفت!
دیر‌زمانی می‌پنداشتم
که تو بر سر من می‌سوزی
اینک می‌بینم
که من بر سر تو می‌سوزم.

نمی‌گویم که دلپذیر نیست
نشستن در کنار بخاری نفتی
و تماشای بارش برف
یا گوش دادن به تاپ‌تاپ مکینه‌ی آبی
در خلوت باغ.
با این همه، نمی‌خواهمت
ای اژدهای هفت سر!
هنوز از دهان تو
آتش به جان این وطن می‌ریزد.

در مکتب تو آموختم که بیگاری کنم
تا خان ایل، خانزاده را به لندن بفرستد
و ارتش امپراتوری در جنوب
خواب عدالتخانه را از سرم به‌در‌کند.
در خیابانها خون من ریخته شد
تا جوهر قلمهایی شود
که قراردادهای جدید نفت را نوشتند.
دروازه‌های بزرگ تمدن
با کلید تو باز شد
و دجال زمان، امروز
بر خر زرین تو مهمیز می‌کشد.

تو این دولت را به عرش اعلی رساندی
تو چکمه‌های او را صیقل دادی
تو گرز هفت‌سر او را بالا بردی
و هر زمان که من خیز برداشتم
تا پائین‌اش کشم
تو زیر هیکل لرزانش
شمعک گذاشتی.

نه! نمی‌خواهم
نمی‌خواهمت ای نفت
ای شط خونین!
دیر‌زمانی می‌پنداشتم
که من از تو خون می‌گیرم
اینک می‌بینم
که تو از من خون می‌گیری.

هژدهم مه هزار‌و‌نهصد‌و‌هشتاد‌و‌هفت

https://theiranpost.com/i-dont-want-you-petroleum/

***

!I don’t want you, Petroleum

 

Majid Naficy

I don’t want
I don’t want you, Petroleum!
For a long time,
I thought that you burnt for me.
Now I see that I am burning for you.

I’m not saying that it’s not pleasant
Sitting near a kerosene heater
And watching the falling snow
Or listening to the sound of a water pump
In the confines of a farm.
And yet, I don’t want you,
Seven-headed dragon!
Fire still spews forth from your mouth
To the soul of my homeland.

In your school I learned servitude
So that the khan of the tribe
Could send his son to London .
The Imperial Army in the South
Forced me to abandon
The dream of a House of Justice.
On the street my blood was shed.
It turned into ink
For the pens which wrote
The new contracts of oil.
The Grand Gates of Civilization
Opened with your key.
Today the Antichrist gallops
On your golden donkey.

You lifted this state to a heavenly throne
You polished its boots to a sheen
You raised its seven-headed club
And whenever I jumped to pull it down
You supported its shaky body
With your sturdy beams.

No! I don’t want!
I don’t want you, Petroleum!
Oh, bloody stream!
For a long time,
I thought you gave me blood.
Now I see, you made me bleed.

May 18, 1987

***

لینک‌های اشعار، مقالات و کتب مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
International Petition - Iran · Change.org
1 Poem: “The Persian New Year”  شعر: نوروزانه 
1  Poem: Truth and Falsehood  شعر: حقیقت و دروغ 
"علیه جنگ" شعر و کفتکوی مجید نفیسی با رضا گوهرزاد در "جامعه و سیاست" رادیو ایران - ۱۵ مارس ۲۰۲۶
"دل نوشته ها" , گفت و گو با مجید نفیسی، شاعر- A Film about Majid Naficy, 2013
Majid Naficy- YouTube Channel
A Song for Peace... A poem by Majid Naficy
مجید نفیسی: چند کلمه با داریوش آشوری
مجید نفیسی: چند کلمه با شهلا شفیق
1 Poem: Mourning Land شعر: سرزمین سوگوار
1 Poem: Don’t Chant Viva Shah
شعر: نگو جاويد شاه
دسترسی رایگان به کتاب تازه مجید نفیسی: "جرات به اندیشیدن و انقلاب ژینا"
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
پرستو فروهر:
February 16, 2026: نسرین ستوده
akhbar-rooz.com/1404/11/26/41231/
BLOCK more funding for Trump’s war | Our Revolution
Jodi Vandenberg-Daves: The Minneapolis protests recall a long lineage of women’s peace movements
https://public-api.wordpress.com/bar/?stat=groovemails-events&bin=wpcom_email_click&redirect_to=http%3A%2F%2Fvoxpopulisphere.com%2F2026%2F04%2F04%2Fjodi-vandenberg-daves-the-minneapolis-protests-recall-a-long-lineage-of-womens-peace-movements%2F%3Fjetpack_skip_subscription_popup&sr=0&signature=fa07c4f094b8ba1fe855c36894dde71e&blog_id=67072324&user=29721620&_e=eyJlcnJvciI6bnVsbCwiYmxvZ19pZCI6NjcwNzIzMjQsImJsb2dfbGFuZyI6ImVuIiwic2l0ZV9pZF9sYWJlbCI6IndwY29tIiwiZW1haWxfbmFtZSI6Im5ldy1wb3N0IiwiX3VpIjoyOTcyMTYyMCwiZW1haWxfaWQiOiIzY2E1ODNjMTYxZDA5MjYzZDU0NzgyOWFkMzc3MjQzZSIsImRhdGVfc2VudCI6IjIwMjYtMDQtMDQiLCJsb2NhbGUiOiJlbiIsImN1cnJlbmN5IjoiVVNEIiwiY291bnRyeV9jb2RlX3NpZ251cCI6IiIsInVzZXJfaWQiOjI5NzIxNjIwLCJ1c2VyX2VtYWlsIjoibWFqaWRuYWZpY3lAeWFob28uY29tIiwiZW1haWxfZG9tYWluIjoieWFob28uY29tIiwiZG9tYWluIjoidm94cG9wdWxpc3BoZXJlLndvcmRwcmVzcy5jb20iLCJmcmVxdWVuY3kiOiIwIiwiZGlnZXN0IjoiMCIsImhhc19odG1sIjoiMSIsInN1YnNjcmliZXJfaWQiOiI0MDUxMDMwMSIsInRlbXBsYXRlIjoibmV3LXBvc3QiLCJzY2hlZHVsZWRfZnJvbSI6InN1YnNjcmlwdGlvbnMiLCJoYXNfZmVhdHVyZWRfaW1hZ2UiOiIwIiwicG9zdF9pZCI6MTEwMDE3LCJsaW5rX2Rlc2MiOiJ2aWV3LXBvc3QiLCJzdWJzY3JpcHRpb25faWQiOiI0MDUxMDMwMSIsIl9kciI6bnVsbCwiX2RsIjoiXC93cC1jcm9uLnBocD9kb2luZ193cF9jcm9uPTE3NzUyOTMyMDEuMDQ1MDYyMDY1MTI0NTExNzE4NzUwMCIsIl91dCI6IndwY29tOnVzZXJfaWQiLCJfdWwiOiJtYWppZG5hZmljeSIsIl9lbiI6IndwY29tX2VtYWlsX2NsaWNrIiwiX3RzIjoxNzc1MjkzMjIwNTU3LCJicm93c2VyX3R5cGUiOiJwaHAtYWdlbnQiLCJfYXVhIjoid3Bjb20tdHJhY2tzLWNsaWVudC12MC4zIiwiYmxvZ190eiI6Ii00IiwidXNlcl9sYW5nIjoiZW4ifQ=&_z=z
The New Yorker:  An American Pope confronts an American war
رئیس جمهوری رژیم جدید ایران! | وضعیت جنگ و آتش‌بس | برگ آخر | مهدی فلاحتی
میدان - از پروژه شکوفایی تا عصر حجر 59 minutes
هوای تمیز جنگی؟ واقعیت یا توهم؟گفت‌وگوی اختصاصی با کاوه مدنی
  کامبیز غفوری مذاکرات سرنوشت ساز
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

۱۴۰۵ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

نوروزانه، و لینک‌های اشعار، مقالات و کتب مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

نوروزانه



مجید نفیسی

بگذار تو را چون کوزه‌ای پُر کند

و از دستهای تو

چون دانه‌های خوشبوی شاهی بردمد.

نوروز خواهد آمد

و تو بر سفره‌ی هفت سین خواهی نشست

در آینه نگاه خواهی کرد

و همراه با ماهی سرخ

از تَنگی‌ي تُنگ آب خواهی رَست

و از انزوای سنجد،

وقار سنبل،

اضطراب سیر،

مستی‌ي سرکه،

و شادی‌ي سکه خواهی گذشت

و همراه خواجه شیراز

از صدای عشق پُر خواهی شد

و آنگاه، چه غم!

چون سیزده درآید بر آبِ روان خواهی شد

و از زیبایی لحظه‌های عشق

با دشت و آسمان سخن خواهی گفت.

بیست‌و‌هشتم ژوئيه هزار‌و‌نهصد‌و‌نود‌و‌پنج

https://theiranpost.com/the-persian-new-year-2/

 

 

The Persian New Year

 

The Persian New Year

Majid Naficy
Let it fill you as if you were a sprout pot
And grow like fragrant watercress
Out of your hands.
The New Year will come,*
And you will sit
At the cloth of the "seven s's".
You will look in the mirror
And along with the red goldfish
You will be freed
From the confines of the fishbowl.
And you will pass
From the lonely ash tree,
The stately hyacinth,
The anxious garlic,
The drunken vinegar,
And the happy silver coin.
And along with the bard of Shiraz*
You will be filled with the sound of love.
And so, why be sad?
When the Thirteenth Day comes
You'll go with the flowing water
And speak to the sky and the earth
Of the beautiful moments of love.

July 28, 1995


*- On Nowruz or the Persian New Year which
coincides with the first day of spring,
it is traditional to spread on a cloth
seven items, the names of which all begin
with the letter sin ("s"). These "seven s's" are typically ash tree, hyacinth,
garlic, vinegar, a coin, sprouts (wheat,
watercress, or other), and sumac.  Other items put on
the cloth (not beginning with sin) are a goldfish (in a fishbowl),
a mirror, and either a Koran or a copy of Hafez's collected poems.  Thirteen days later,
people must go out for a picnic and cast their sprouts into a stream. *- An allusion to a verse of Hafez,
the fourteenth century Persian lyricist.

***

لینک‌های اشعار، مقالات و کتب مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
1 Poem: “The Persian New Year”  شعر: نوروزانه 
1  Poem: Truth and Falsehood  شعر: حقیقت و دروغ 
Persian Poetry in Los Angeles, Nostalgia Versus Cultural Adaptation by Majid Naficy - Stanford, 2012
Ecstasy and the Persian Spirit / Hammer Museum - 2013
کتاب صوتی"سرگذشت یک عشق " سروده مجید نفیسی با صدای ناصر زراعتی - Audi Book
1 Poem: Red Wednesday  شعر: چهارشنبه سوری 
"علیه جنگ" شعر و کفتکوی مجید نفیسی با رضا گوهرزاد در "جامعه و سیاست" رادیو ایران - ۱۵ مارس ۲۰۲۶
Majid Naficy- YouTube Channel
A Song for Peace... A poem by Majid Naficy
مجید نفیسی: چند کلمه با داریوش آشوری
مجید نفیسی: چند کلمه با شهلا شفیق
1 Poem: Mourning Land شعر: سرزمین سوگوار
1 Poem: Don’t Chant Viva Shah
شعر: نگو جاويد شاه
دسترسی رایگان به کتاب تازه مجید نفیسی: "جرات به اندیشیدن و انقلاب ژینا"
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
George Yancy: The Black Anti-Fascist Tradition Recognized Fascism Didn’t Begin in Europe
Background Briefing: March 30, 2026
Bernie Sanders on X describing the escalating conflicts in the Middle East and why he introduced a bill to stop the U.S. from sending 20K+ more bombs to
The New Yorker: A former C.I.A. officer says that he recruited scientists as part of the United States’ effort to disrupt Iran’s nuclear program. David D. Kirkpatrick
 
The New Yorker: • The traders striking it rich on the Iran war
The New Yorker: • The Strait of Hormuz crisis echoes one of history’s largest failures
جنگ و صلح در لندن، کنگره؛ فرصت یا قدم بزرگ؟/ ولتاژ با شادی امین
میدان - کنگره آزادی ایران؛ رویای آینده متکثر 59 minutes
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

۱۴۰۵ فروردین ۷, جمعه

سپیده دم - پنج شعر از فدریکو گارسیا لورکا / ترجمه از زهره مهرجو

 

سپیده دم

پنج شعر از: فدریکو گارسیا لورکا

ترجمه از زهره مهرجو

"می خواهم برای مدتی بخوابم، / زمانی، یک دقیقه، یک قرن... اما همه باید بدانند که نمرده ام!"

لورکا – غزال مرگ سیاه

تصنیف کوتاه اولین خواهش

در صبحِ سبز

می خواستم قلبی باشم،

یک قلب ...

و در غروب رسیده

می خواستم بلبلی باشم،

یک بلبل.

(روح،

نارنجی رنگ شو،

روح،

به رنگ عشق درآی ..!)

در صبح روشن

می خواستم خودم باشم،

یک قلب ...

و در انتهای غروب

می خواستم صدایم باشم،

یک بلبل.

روح،

نارنجی رنگ شو،

روح،

به رنگ عشق درآی ..!

 

پیش از سپیده دم

لیک، همانند عشق

کمانگیران

کورند ...

در امتداد شب سبز،

کمان های نافذ

ردی از سوسن گرم

برجای می نهند.

تیرِ ماه

ابرهای ارغوانی را می شکافد ...

و ترکش هایشان

از شبنم پر می شوند.

آری، اما همچون عشق

کمانگیران

کورند ..!

 

سپیده دم

سپیده دم نیویورک

چهار ستون چرکین دارد ...

و طوفانی از کبوتران سیاه

که در آبهای متعفن بال می زنند.

سپیده دم نیویورک

بر فراز پله کان های عظیم

آه می کشد ...

و در جداره ها، گل رنج های طرح شده را

می جوید.

سپیده دم از راه می رسد

و هیچکس از آن تغذیه نمی کند،

زیرا در اینجا صبح و امید نامیسرند:

گاه ازدحام خشمناک سکه ها

چون مته می شکافد

و کودکان رها شده را می بلعد.

آنان که زود بیرون می روند

در عمق وجود خویش می دانند

که بهشت یا عشقی نخواهد بود

تا شکوفه دهد...

و فنا پذیرد،

می دانند که در اعداد و قانون ها

غرق خواهند گشت،

در بازیهای بی مفهوم ...

در تلاش های بی حاصل.

نور در رقابت گستاخانۀ علم بی ریشه

لا به لای زنجیرها و صداها

مدفون شده ...

و مردم مست و بی خواب در محله ها

کشتی شکسته گان خون را مانند.

 

زاری

گریان

به خیابان می روم،

مضحک، بی گشایشی ..

به غمگینیِ

سیرانو و کیشوت.*

با ضربان ساعت

بینهایت غیرممکن ها را

جبران می سازم.

 

ایست ساعت

در فاصله ای از زمان نشستم.

آنجا مردابی از سکوت بود،

سکوت سپید...

حلقه ای نیرومند

که در آن ستارگان

با دوازده شمارۀ سیاه شناور

تصادم می کردند.

 

Pause of the Clock

I sat down
in a space of time.
It was a backwater of silence,
of white silence,
a formidable ring
where the stars collided
with the twelve floating
black numbers. 

توضیحات:

* سیرانو – یا Hercule-Savinien Cyranoنام نویسنده دراماتیست فرانسوی است که در سده هفدهم میلادی می زیست.

کیشوت – یا Don Quixoteنام کتاب و قهرمان ماجراجوی داستان "دون کیشوت" می باشد، که توسط نویسنده و هنرمند اسپانیایی بنام "میگل د سروانتس" "Miguel de Cervantes Saavedra" نوشته شد. بخش بزرگی از این رمان در سالهای اقامت نویسنده در زندان بربرهای شمال آفریقا نوشته شده بود، و نخستین بار در سال 1605 میلادی انتشار یافت.

قهرمان این داستان با هدف نجات مردم از چنگال استبداد حاکمان به سفرهایی طولانی می‌رود. اما از آنجا که دارای بینشی تخیلی است، همه چیز را در قالب ابزار جنگی می‌بیند، برای خود دشمنان فرضی می سازد و دست به اعمال عجیب و غریبی می زند.

دون کیشوت بعنوان یکی از اولین رمانهای مدرن و از پایه‌های ادبیات کلاسیک اروپا شناخته می شود، و نیز توسط بسیاری از منتقدان بعنوان یکی از بهترین آثار ادبی در سطح جهان نام برده شده است.

منابع:

تصنیف کوتاه اولین خواهش:

http://www.boppin.com/lorca/ditty.html

پیش از سپیده دم:

http://www.poemhunter.com/poem/before-the-dawn/

سپیده دم:

http://www.poemhunter.com/poem/dawn-86/

زاری:

http://www.poemhunter.com/poem/weeping/

ایست ساعت:

https://www.youtube.com/shorts/OYnkczyWl1s

۱۴۰۵ فروردین ۴, سه‌شنبه

زیر شب: سعید سلطانپور / کمون(نشریه نظم کمونیستی)، شماره ۵۷

 

زیر شب

سعید سلطانپور

با صدایی‌ پر از خار و زخم‌
با صدایی‌ پر از جراحت‌های‌ تجربه‌
نعره‌ می‌کشم‌
آیا دریای‌ خار و خون‌ را می‌بینی‌؟

با حنجره‌ای‌ خونین‌
نعره‌ کشیدم‌
آیا صدای‌ زخم‌ را شنیدی‌؟

مشت‌هایم‌ را بر شب‌ کوفتم‌
شب‌
سر سخت‌
ایستاد

زیر شب‌
چون‌ ستوری‌ زخمی‌
سم‌ بر زمین‌ کوفتم‌
و گریستم‌
ستاره‌
ویران‌ بود
هیچکس‌ ضجه‌های‌ خونین‌ را نشنید
با حنجره‌ای‌ خونین‌
نعره‌ کشیدم‌
هیچکس‌ باران‌ خون‌ را ندید

زیر شب‌
و زیر ابر
ای‌ عظیم‌ترین‌ فریاد
بگذار تو را چنان‌ برکشم‌
که‌ به‌ قلب‌ ستارگان‌
پرتاب‌ شوم‌

با صدایی‌ پر از خار و زخم‌
در انقلاب‌ خون‌
به‌ دیدارم‌ بیا

سعید سلطانپور

آدرس سایت نظم کمونیستی:

 coiran.org

۱۴۰۵ فروردین ۳, دوشنبه

حقیقت و دروغ، و لینک‌های اشعار، مقالات و کتب مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

حقیقت و دروغ

مجید نفیسی

در پاپیروسهای مصری خواندم
که حقیقت و دروغ برادر بودند.
یک روز حقیقت دشنه‌ی دروغ را به وام گرفت
ولی از بد حادثه آن را گم کرد.
دروغ شکایت به دادگاه برد
و ادعا کرد که دشنه را عوضی نیست
و قاضی را بر آن داشت تا در برابر
چشمهای حقیقت را کور کند
و به دربانی خانه‌ی دروغ بگمارد.

امروزه هم آدمکی دروغزن
با انکارِ مکررِ واقعیات
چشم حقیقت را کور کرده
و به دربانی خانه‌ی خود گماشته
و روزنامه‌نگاران و دانشمندان را
که دروازه‌بانانِ خانه‌ی حقیقت هستند
از پرسش و پژوهش بازداشته.

اگر به حقیقت باور داری
خانه را از دروغ بپیرای
و چون فرزندِ حقیقت در افسانه‌ی مصری
به دادخواهیِ حقیقت برخیز
تا چشمهایش دوباره بدرخشند.

سی‌و‌یکم ژانویه 2017

 

The Week Image credit: Chris Britt | Copyright 2017 Creators Syndicate)

Truth and Falsehood

 

Majid Naficy

I read in Egyption papyruses
That Truth and Falsehood were brothers.
One day Truth borrowed Falsehood’s dagger
But lost it by misfortune.
Falsehood took the case to court,
Claimed the dagger was irreplaceable
And asked the judge in return
To blind Truth and order him
To become the doorkeeper of Falsehood’s house.

Today, too, a false little man
Has blinded Truth
By his repetitious denial of facts
And made him the doorkeeper of his house
And stopped journalists and scientists
Who are the gatekeepers of the house of Truth
From questioning and researching.

If you believe in Truth
Cleanse the house from Falsehood
And, as the child of Truth in the Egyption legend,
Rise to seek justice for Truth
Until his eyes shine again.

January 31, 2017

 

https://theiranpost.com/truth-and-falsehood/

***

لینک‌های اشعار، مقالات و کتب مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
1 Poem: Truth and Falsehood  شعر: حقیقت و دروغ
کتاب صوتی"سرگذشت یک عشق " سروده مجید نفیسی با صدای ناصر زراعتی - Audi Book
1 Poem: Red Wednesday  شعر: چهارشنبه سوری
"علیه جنگ" شعر و کفتکوی مجید نفیسی با رضا گوهرزاد در "جامعه و سیاست" رادیو ایران - ۱۵ مارس ۲۰۲۶
Majid Naficy- YouTube Channel
 
A Song for Peace... A poem by Majid Naficy
مجید نفیسی: چند کلمه با داریوش آشوری
مجید نفیسی: چند کلمه با شهلا شفیق
1 Poem: Mourning Land شعر: سرزمین سوگوار
1 Poem: Don’t Chant Viva Shah
شعر: نگو جاويد شاه
دسترسی رایگان به کتاب تازه مجید نفیسی: "جرات به اندیشیدن و انقلاب ژینا"
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
Concert: “Nei-Nameh”Rumi/Arash Fouladvand
New York Time : Israel Thought It Could Spur Rebellion Inside Iran. That Hasn’t Happened.
The New Yorker:  The distant promise of Iran’s would-be king
Vox Populi: Senator Bernie Sanders: I spoke to AI agent Claude
 
The New Yorker: The First Casualty of Trump's War in Iran Was the Truth
Democracy Now: Iran War & Strait of Hormuz Energy Crisis Reveal Decline of U.S. Empire: Historian Alfred McCoy
Democracy Now: From Gaza to Iran, Rise of Conscientious Objectors Marks U.S. Soldiers' "Shift in Consciousness"
 
 
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

نَفَس در شکافِ دیوار: ی. صفایی 

 نَفَس در شکافِ دیوار

ی. صفایی 

 

از شکافِ دیوارهای چهل‌ستون

رؤیای کودکانی می‌وزد

که در قابِ جنگ

نبضشان

بی‌صدا فرو نشست.

شهر 

هنوز‌ بوی همان لحظه را می‌دهد

لحظه‌ای که ترس

در چشمان مادران لانه کرد

و چکمه‌ها

بر گلوی نازکِ عشق

سایه انداختند.

دیگر هیچ آوازی از آسمان نمی‌آید؛

تنها شرمی سنگین

در رگ‌های خیابان می‌گردد

وقتی صاحبانِ قدرت

خون را

چون شرابی تلخ

در جامِ تاریخ می‌چرخانند.

سرزمینِ من

قلبی کبود است

که سال‌ها

زیرِ تازیانهٔ فرمان‌ها

و بوی باروت

کُند و خسته می‌تپد.

آنان

نغمهٔ آزادی را

در قفس‌های آهنین گذاشتند

تا موج‌های آرامِ عشق

در سپیده‌دم

بی‌صدا خاموش شوند.

جنگ

نان را از سفره‌ها می‌رباید

و در دلِ شب

اضطراب را

در دهانِ کودکان می‌گذارد.

کنون

سایهٔ جنگ

بر سینهٔ این خاک فتاده است؛

و هر تپش

با صدای انفجار

می‌لرزد.

هنوز

در عمقِ همین ویرانی

نبضی پنهان

بی‌صدا

برای زندگی

می‌تپد.

زندگی

حتی از میان خاکستر

راهی برای نفس کشیدن پیدا می‌کند.

قلبِ ما

دیگر نه میدانِ تمرین،

که زخمِ بازِ جنگ است.

و ما

عشق را

نه در پستوهای ترس

که در روشنای فردا

آرام و بلند

خواهیم خواند.

ی. صفایی 

بیست و سوم مارس ۲۰۲۶

کانال شعرها، نوشتارها و مقالات

https://t.me/j_safaei

۱۴۰۴ اسفند ۲۷, چهارشنبه

چهارشنبه سوری ، و لینک‌های اشعار، مقالات و کتب مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

چهارشنبه سوری

مجيد نفيسي




چهارشنبه سوری

هنگامي كه زمان بر ما فرود مي‌آيد
خود را در تاريكيِ شب پنهان مي‌كنيم
اما كفهاي سفيدِ دريا به ساحل مي‌ريزند
ما هراسان در چشمهاي يكديگر مي‌نگريم
و بيهوده دستها را در جيبهاي پشتِ شلوار قلاب كرده
وانمود مي‌كنيم كه هيچ اتفاقي نيفتاده است.
چون از زادروزِ يكديگر مي‌پرسيم
در پسِ ماههاي سال
و شيشه‌هاي خاليِ رنگِ مو سنگر مي‌گيريم.
آنگاه شيشه‌ي شراب را دست به دست مي‌گردانيم
و به حلقه‌ي آتش‌باز مي‌گرديم.

دخترانِ كوچكِ ديروز هنوز بازنگشته‌اند.
آنها رفته‌اند تا همراهِ پسران همسايه
با ماشينِ پدر، دورِ شهر چرخي بزنند.
كودكانِ امروز بي‌اعتنا به ما از روي آتش مي‌پرند
و از پاكتهاي پُف‌كرده‌ي چيپس، مشت مشت ميخورند.
پدر سوسيسها را بر سر سيخهاي چوبي مي‌زند
و از آخرين چارشنبه‌سوريِ خود در تهران ياد ميكند.
مرغان دريايي در تاريكي كمين كرده‌اند
و به آژيرِ رنگينِ پليس گوش مي‌دهند.

كودكان بي‌واهمه از زمان بالا مي‌روند
بر گُرده‌ي او سوار مي‌شوند
دست به ريشِ سفيدش مي‌كِشند
و گاهي مويي از آن مي‌كَنند
انگشتهاي كثيفشان را بر عينك او مي‌مالند
و از جيبهاي قبايش، شكر‌پنير كِش ميروند.
زمان ايستاده است
كودكان غارتش كرده‌اند
اما او بي‌خيالانه مي‌خندد
و انتظار روزي را مي‌كِشد
كه بر آنها فرود خواهد آمد.

        هجدهم مارس هزار‌و‌نهصد‌و‌نود‌و‌هشت


https://theiranpost.com/red-wednesday/


***

Red Wednesday



Majid Naficy
When time comes upon us We hide ourselves in the darkness of night, But the white foam of the sea Pours onto the shore. We look at each other’s eyes in panic Hook our hands uselessly In the back pockets of our pants And pretend that nothing has happened. When we ask each other’s birthdays We barricade behind months of a year And empty bottles of hair dye. Then we share a bottle of wine In a circle, hand to hand And return to our bonfire. The little girls of yesterday have not yet returned. They have gone to town In their father’s car For a ride with neighbors’ sons. The children of today jump over the fire Oblivious to us And eat from puffy bags of chips Munch by munch. The father skewers sausages onto sticks And reminisces of his last Red Wednesday in Tehran.* Sea gulls lurk in the dark And listen to the colorful siren of cops. The children climb Time fearlessly They ride on his back, Touch his white beard And sometimes pluck a hair from it, Rub their dirty fingers on his eyeglasses And sneak sugar-cheeses From the pockets of his robe. Time stands still. The children have robbed Him But He laughs nonchalantly And waits for a day When He will come upon them.         March 18, 1998
*- “Red Wednesday” (charshanbeh suri)
is the last Wednesday eve of Iranian calendar when people jump over bonfires.

***

لینک‌های اشعار، مقالات و کتب مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
Please share:
1 Poem: Red Wednesday  شعر: چهارشنبه سوری 
"علیه جنگ" شعر و کفتکوی مجید نفیسی با رضا گوهرزاد در "جامعه و سیاست" رادیو ایران - ۱۵ مارس ۲۰۲۶
A Song for Peace... A poem by Majid Naficy
Majid Naficy- YouTube Channel
1 Poem: Mullah or Human? شعر: ملا یا آدم؟
مجید نفیسی: چند کلمه با شهلا شفیق
1 Poem: Mourning Land شعر: سرزمین سوگوار 
1 Poem: Don’t Chant Viva Shah
شعر: نگو جاويد شاه
دسترسی رایگان به کتاب تازه مجید نفیسی: "جرات به اندیشیدن و انقلاب ژینا"
Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump
مجید نفیسی: فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
Vox Populi: Olivia Rosane: Trump’s FCC Chair Threatens to Pull Broadcast Licenses Over Negative Iran War Coverage
The New Yorker: Trump’s Hit-and-Run Presidency
Background Breifing with Ian Masters:
Trump is Demanding Other Navies Escort Tankers Through the Strait of Hormuz
چرا اروپا با ترامپ در جنگ علیه ایران همراه نشد؟
آیا بعد از قتل مسجودی افراد دیگری در لیست ترور ساواک سامانه پهلوی هستند؟
میدان - لاریجانی، حذف یک چهره‌ کلیدی
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)