۱۴۰۴ اسفند ۲۱, پنجشنبه

«ناجی دروغین»: م. داور

 

♦️برای هواداران جنگ در ایران که غیر مستقیم دستانشان به خون کودکان کشته شده در میناب آغشته است 🖤

«ناجی دروغین»

م. داور

بُمب های آزادیبخشِ ناجیِ‌ِ دروغین صلح

حیاتِ کودکان میهن را به آتش کشید

و عاشقان پوشالیِ  وطن

پاره پاره شدن این نو نهالان را

خنده بر لب

شاد باش گقتند

و بر جنازه خونین آنان

شادمانه رقصیدند

اِی  باخبران ،

و اِی  بی خبران

ننگتان بر تاریخ میهن استوار

و بوسه هایتان

بر دست هایِ  خونین ترامپ 

  (همراه و همراز اپستین Epstein)،

این ناجیِ کاذب آزادی

پُر شرم و نامبارک باد !

#م . داور 🖤

 

۱۴۰۴ اسفند ۲۰, چهارشنبه

سومین ولی فقیهِ حکومتِ سلطنتیِ اسلامی: نوید مؤمن‌زاده

 

سومین ولی فقیهِ حکومتِ سلطنتیِ اسلامی

 نوید مؤمن‌زاده

از دل جنگ؛ تاجی که بر سر مجتبی خامنه‌ای نشست
در میان دود و آتش جنگ،
در زمانی که آسمان شهرها زیر بمباران تیره شده است،
صحنه‌ای آشنا در تاریخ استبدادزدهٔ ایران تکرار می‌شود:
مجتبی خامنه‌ای
بر جای علی خامنه‌ای می‌نشیند؛
سومین ولی فقیهِ حکومتِ سلطنتیِ اسلامی.
قدرت، یک بار دیگر
از پدر به پسر می‌رسد.
سال‌ها سلطنت‌طلبان انتظار می‌کشیدند
که از دل همین جنگ،
از میان همین دود و ویرانی،
تاجی بر سر رضا پهلوی فرود آید.
آرزویشان این بود که
حملهٔ آمریکا و اسرائیل
حکومت را فرو بریزد
و راه را برای بازگشت سلطنت باز کند.
سال‌ها از جنگ گفتند،
از «کمک خارجی» گفتند،
و چشم به آسمان دوختند
تا شاید بمب‌ها راه تاج را هموار کنند.
اما تاریخ استبدادزدهٔ ایران
بار دیگر بازی دیگری کرد.
این بار تاج شاهی،
به شکل عمامهٔ ولایت
بر سر پسر خامنه‌ای گذاشته شد.
طنز تلخ تاریخ همین‌جاست:
آنان که از دل جنگ
در انتظار تاج بودند،
حاصل جنگ را
در استمرار همان منطق قدرت موروثی دیدند.
وقتی انقلاب ۵۷ پیروز شد،
حکومتی که از دل یک انقلاب ضد سلطنت بیرون آمده بود
نام خود را «جمهوری اسلامی» گذاشت؛
نامی که قرار بود مرزی باشد
میان خود و سلطنتی که سرنگون شده بود.
اما در محتوا،
ساختار قدرت چیز دیگری می‌گفت.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی،
ولی فقیه اختیاراتی داشت
که در بسیاری موارد
حتی از قدرت شاه نیز فراتر می‌رفت.
و مهم‌تر از آن،
قدرت سیاسی عملاً در انحصار روحانیت قرار گرفت؛
انحصاری که راه گردش آزاد قدرت را بست.
تاریخ سیاسی ایران
سال‌هاست با یک میل آشنا حرکت می‌کند:
میل به تمرکز قدرت.
قدرتی که در نهایت
اغلب در شکل سلطنت
یا چیزی شبیه به آن
خود را نشان داده است.
امروز نیز
در دل جنگ و بحران،
صحنه‌ای شکل گرفته که برای ایرانیان
چندان ناآشنا نیست:
پدر می‌رود،
و پسر بر تخت می‌نشیند.
نام‌ها تغییر می‌کنند،
لباس‌ها عوض می‌شوند،
تاج جای خود را به عمامه می‌دهد،
اما منطق قدرت همچنان همان است.
و در بیرون از این رقابت‌های قدرت،
در خیابان‌های شهرهای ایران،
این مردم‌اند که زیر سایهٔ جنگ زندگی می‌کنند.
مردمی که برایشان
نه تاج اهمیتی دارد
و نه عمامه.
زیرا در میان دود و آتش این روزها،
آنچه بیش از همه می‌سوزد
زندگی مردم ایران و آیندهٔ آن‌هاست.
و شاید تاریخ ایران
در یک جملهٔ ساده خلاصه شود:
در سرزمین استبداد،
تاج فقط شکل عوض می‌کند.
🌹🌍🌹
 
نوید مؤمن‌زاده
 
 
https://www.facebook.com/story.php?story_fbid=26537087565914578&id=100001200862847&mibextid=wwXIfr&rdid=vKBURD56LmAbO7g3#
 

۱۴۰۴ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

«آرزو»: زهره مهرجو

 

«آرزو»

زهره مهرجو



لبخند گرم خورشید

نقش زده در نگاه زمین،

چشم انداز سبز...

کبوتر سپید

آرام گرفته بر شانه درخت...

چون ماه در آغوش سپهر بی کران،

فردا

رهایی...

آغاز زندگی

در آخر افسانه دراز شب!

 

۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه

به‌نام زن: ناهید مذکوری

 

به‌نام زن

ناهید مذکوری

در این مسیر سخت و صعب/ ز صخره‌ها گذر کنیم/ زپیچ و تاب تند باد/ شکسته شاخ خمیده بر/ دوباره قد علم کنیم.

در این مسیر سخت و صعب

ز صخره ها گذر کنیم

زپیچ و تاب تند باد

شکسته شاخ خمیده بر

دوباره قد علم کنیم

در ره مهر دوباره ما

جنگل سبز به پا کنیم

برای صلح وزندگی

کبوتری رها کنیم

ز قید یوغ و بردگی

خود را ز بند رها کنیم

علیه جنگ به نام زن

سینه خودسپر کنیم

علیه جنگ به نام زن

جهانی نو به پا کنیم

«ناهید مذکوری»

۱۷اسفند ۱۴۰۴



۱۴۰۴ اسفند ۱۴, پنجشنبه

ترانه‌ی صلح، و لینک‌های اشعار، مقالات و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 ترانه‌ی صلح

مجید نفیسی

ای جنگ
تا چند دروازه‌های شهر مرا می‌کوبی؟
بگذار فریادی شوم
تا دیگر طنین کوبه‌های سنگین ترا نشنوم
فریادی بلندتر از غرش طیاره‌های جنگی
بر فراز شهر جنگزده
فریادی ژرفتر از ناله‌های مرگ
در دهان بی‌شرم خاک.

من مرد حماسه نیستم
تا در بوق دروغ پیشوایان تو بر‌دمم
رستم من سالهاست
که در چاه تنهایی خود مرده است.
من مرد غزلواره‌ام:
ترانه‌سرای صلح.
بگذار چنگی را که تو از چنگ این مردم ربوده‌ای
دوباره برگیرم
و از زخمهای جانکاه تو بسرایم
بگذار ترانه‌ی صلحی بسازم
رساتر از حماسه‌های دروغینت.

سیزدهم آوریل هزار‌و‌نهصد‌و‌هشتاد‌و‌هشت

https://iroon.com/irtn/blog/21931/a-song-for-peace/

 

***

 

A Song for Peace

Majid Naficy 

Oh, war!
How long do you knock
At the gates of my city?
Let me become a shouting voice
To silence the echo
Of your heavy fists,
A voice louder
Than the roar of the fighting planes
Over a city at war,
A voice deeper
Than the moaning of death
In the shameless mouth of earth.

I am not a man of epics
Who blows your lying leaders' horn.
For years my Rostam* has died
In his well of loneliness.
I am a man of lyrics,
A bard for peace.
Let me take again the harp
That you have stolen from these people
And sing about their painful wounds.
Let me compose a song for peace
Beyond your phony epics.
April 13, 1988

*-A hero in Iranian mythology comparable to Hercules, thrown by his half-brother Shaghad into a well, where he dies.

***

لینک‌های اشعار، مقالات و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
 
A Song for Peace... A poem by Majid Naficy
مجید نفیسی: چند کلمه با داریوش آشوری
مجید نفیسی در مصاحبه با رضا فرخفال - بی بی سی - ۱۳۷۴
Majid Naficy- YouTube Channel
 
1 Poem: Mullah or Human? شعر: ملا یا آدم؟
مجید نفیسی: چند کلمه با شهلا شفیق
1 Poem: Mourning Land شعر: سرزمین سوگوار
1 Poem: Don’t Chant Viva Shah
شعر: نگو جاويد شاه
دسترسی رایگان به کتاب تازه مجید نفیسی: "جرات به اندیشیدن و انقلاب ژینا"
Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump
مجید نفیسی: فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
The New Yorker: What made Alexander Graham Bell invent the telephone?
Background Briefing with Ian Masters: Could Kristi Noem be the First in the Trump Kakistocracy's Clown Car Cabinet to be Impeached? | A Report From Iraqi
Kurdistan On the CIA Arming Kurdish Iranian Militias | The Anointment of Mojtaba Khamenei as Iran's New Supreme Leader
میدان - تازه‌ترین تحولات نظامی و خلأ قدرت در ایران
خالد عزیری، سخنگوی حزب دموکرات کردستان: به هیچ وجه پیاده نظام کشورهای دیگر نمی شویم
آیا کردها می‌پذیرند نیروی زمینی امریکا و اسرائیل در جنگ باشند؟ صفحه۲ بی بی سی
عصرانه ی کامبیز غفوری: جنگ و روایت‌هایش؛ محسن داوودی از نسل پیش می‌گوید
هنر و زندگی با فیروزه خطیبی
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 

۱۴۰۴ اسفند ۱۰, یکشنبه

ملا يا آدم؟، و لینک‌های اشعار، مقالات و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

ملا يا آدم؟

مجید نفیسی

ملايِ سيادستاري در كودكيم
سر ميز شامِ عروسي خواهرم
قابِ مرغ را در هوا قاپيد
پيش خود گذاشت و گفت:
"ما سيدها كه مرغي هستيم."

آيا همو نبود كه در جوانيم
انقلابِ ما را ربود
و چندصدايي را خاموش كرد
تا ولايتِ خونين خود را بسازد؟

عقربه ها از اين همه نابهنگامي
بر ساعت ها مي شورند.
دور نيست آن زمان
كه انحصارِ ملايان براُفتد
آدميت به سفره بازگردد
و هر كس از سينيِ فراواني
سهمي برابر بگيرد.

نوميد مباش دوست من!
از قديم گفته اند:
"ملا شدن چه آسان
آدم شدن چه دشوار."

        یکم ژوئيه دوهزار‌و‌چهارده

https://iroon.com/irtn/blog/21916/mullah-or-human/

***

۱۴۰۴ اسفند ۷, پنجشنبه

باطل‌السحر: شفیعی کدکنی / کمون(نشریه نظم کمونیستی)، شماره ۵۶

 

باطل‌السحر

شفیعی کدکنی

دیگر این داس خموشی تان زنگار گرفت
به عبث هر چه درو کردید آواز مرا
باز هم سبزتر از پیش
می بالد آوازم
هر چه در جعبه ی جادو
دارید
به در آرید که من
باطل السحر شما را همگی می دانم
سخنم
باطل السحر شماست

شفیعی کدکنی

کمون(نشریه نظم کمونیستی)، شماره ۵۶

کمون شمار ۵۶ pdf

آدرس سایت نظم کمونیستی:

۱۴۰۴ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

دست‌های بیدار!: هماره / چریک‌های فدایی خلق ایران

  

دست‌های بیدار!

متن کامل با فرمت پی دی اف

 

به یاد تمامی جان‌های شیفته در خیزش مردمی دی‌ماه ۱۴۰۴

 

ما
از لایِ ترک‌های دیوار
طلوع می‌کنیم

کسی
ساعت‌ها را
جابه‌جا کرده است

روز
بوی شب می‌دهد
و شب
از آفتاب می‌ترسد

صداها آرام راه می‌روند 

گلوله ای داغ می‌شود

ستاره‌ای رنگ می‌بازد 

زمین
پر از نورهای افتاده است

و ما
هنوز
با دست‌های خالی
سپیده را
هل می‌دهیم

نان
در مشت‌هایمان
گرم می‌شود

کار
عرق می‌کند

و

آزادی
نام کوچکی‌ست
که آرام
قد می‌کشد

هماره

https://siahkal.com/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1/

 

۱۴۰۴ بهمن ۲۶, یکشنبه

شقایق ها: زهره مهرجو

شقایق ها

زهره مهرجو

(بهمن ماه 1404)

جانفشانان عشق

شیفته گان آرزوهای بزرگ...

آزادی

برابری...

و فردایی روشن.

که ایشان را غیر از این

جرمی نبود

تا بدانسان در اوج یگانگی

سبعانه بر خاک فرو افتند...

و دسته دسته

چون شقایق ها

در خون سرخ خویش

غوطه ور شوند.

یادشان

فروغ جاودانۀ صبح...

و نامشان هماره

بر پرچم پراهتزاز نبرد با تیره گی

نقش خواهد بست.

تا سرانجام

کبوتر سپید فجر

در بیکران سپهر بال گیرد...

و سرآغاز تبلور رؤیاهاشان گردد

* * *

۱۴۰۴ بهمن ۱۸, شنبه

سرزمین سوگوار، و لینک‌های اشعار، مقالات، و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

سرزمین سوگوار

 مجید نفیسی

در مرکز کهریزک
به دنبال گمشدگان خود می‌گردیم.
آنها را در کیسه‌های خونین گذاشتته‌اند.
به تک تک چهره‌هاشان نگاه میکنیم.
پدری پسر خود را می‌خواند
و چونان میشی که بره‌اش را میجوید
نومیدانه می‌خروشد.
مادری دختر خود را یافته
و پیاپی فریاد می‌کشد.

جنازه‌ها را از خیابانها برگرفته‌اند
و با نعش‌کش‌ها به اینجا آورده‌اند.
ولیعهد مردم را به خیابانها خواند
و گفت که کمک در راه است.
ولی امر آنها را به گلوله بست
و گفت که مزدور بیگانه‌اند.

آه ای سرزمین سوگوار!
کی از ستمگران نو و کهنه
رها خواهیم شد؟

        یکم فوریه دوهزار‌و‌بیست‌و‌شش

https://iroon.com/irtn/blog/21843/mourning-land/

***

 

Mourning Land

Majid Naficy

In Kahrizak Center
We look for our lost ones.
They are put in bloody bags.
We look at their faces one by one.
A father calls for his son
And, like a sheep looking for her lamb,
Cries out hopelessly.
A mother has found her daughter
And shouts incessantly.

Corpses are picked up from the streets
And carried by hearses.
The Crown Prince called people to come to the streets
And said that help is on the way.
The Turban Leader killed them with bullets
And said they were lackeys of foreigners.

Ah, mourning land!
When will we be released
From the old and new oppressors?

        February 1st, 2026  

***

لینک‌های اشعار، مقالات، و کتاب‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
1 Poem: Mourning Land شعر: سرزمین سوگوار 
Majid Naficy: Portrait & Calligraphy
مجید نفیسی: نقاشی و خوشنگاری
1 Poem: Don’t Chant Viva Shah
شعر: نگو جاويد شاه
Free Access to Majid Naficy's New Book: The Story of a Love 
دسترسی رایگان به کتاب تازه‌ی مجید نفیسی: "سرگذشت یک عشق" چاپ دوم 
Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump
مجید نفیسی: فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
The New Yorker: Ben Shapiro Is Waging Battle Inside the MAGA Movement
Vox Populi: Caitlin Scialla: Meet the Top 7 Oligarchs Controlling Your Online News
The Markez Review: Stolen Nation: An Argument for Palestinian Reparations
هالو - گفتگو با مسعود مسجودی - شکایت از رضا پهلوی و ارتش سایبریش
معمای ناپدیدشدن مسعود مسجودی
زاویه - تأملی بر شعارهای حمایت از پهلوی در آذربایجان
آیا مبارزه همزمان علیه فاشیسم مذهبی و سلطنت‌طلبان شدنی و عقلانی است؟
 
 
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

۱۴۰۴ بهمن ۴, شنبه

«رهروان صبح»: زهره مهرجو

 «رهروان صبح»

از: زهره مهرجو

 

رهروان صبح

 

ایشان را با تو

سخنی نبود...

نه سازشی و نه هیچ معامله ای،

که خورشید را

از پس ابرهای سنگین

فرا می خواندند...

و بر آن بودند

تا فردایشان را

با دستان خویش بسازند.



هزاران زن و مرد شجاع

انسان آزاده،

هزاران شقایق سرخ...

به سرعت برقی

به فرمان تو

در خون نشستند،

تا ستون های کاخ لرزانت

پیش از افتادن

پیرتر شوند

بپوسند...

و سرانجام فرو ریزند!



ای ضحاک ستمگر

راه هیتلر، موسولینی و فرانکو را

طی کردن تا کِی..؟

آخر کدام واقعیت

کدامین حقیقت تلخ

تو را از خواب صد ساله

بیدار خواهد کرد؟



هشدار..!

از فریاد بلند نوجوانان

آه دلخراش مادران...

و پشت خمیده پدران،

که هیچ ترفندی همیشه کارساز نیست،

که هیچ ظلمی

تا ابد نمی ماند!



اینک سکوت

اینک سوگ گُل های پر پر شده

گسترده بر همه جا..!

در نیمه شب ها

تنها بانگ گلوله ها و

مارش بلند چکمه پوشان می پیچد.



لیک این چه سکوتی ست؟!

آرامش ابرها پیش از رعد...

یا غنود دریا

پیش از طوفان.



زهره مهرجو

 

۱۴۰۴ بهمن ۱, چهارشنبه

آخر بازی: احمد شاملو / کمون(نشریه نظم کمونیستی) شماره ۵۵ 

 

آخر بازی

احمد شاملو

تو را چه سود

فخر به فلک برفروختن

هنگامی که

بر غبارِ راهِ لعنت شده نفرینت می‌کند؟

تو را چه سود از باغ و درخت

که با یاس‌ها

با داس سخن گفته‌ای

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد

که مادران سیاه پوش

  داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد 

هنوز از سجاده‌ها

سر بر نگرفته‌اند

 اثر احمد شاملو

کمون(نشریه نظم کمونیستی) شماره ۵۵  pdf

آدرس سایت نظم کمونیستی:

http://www.coiran.org/

۱۴۰۴ دی ۲۵, پنجشنبه

برای مامِ میهن: ی. صفایی

 برای مامِ میهن

ی. صفایی

وطنم در گردابِ خون می‌تپد؛

خاک، سینه‌چاک و مجروح،

سرخ‌فام و پیوسته جاری.

آنجا که لبانِ سپیده را به نخ کشیدند،

رویاها را به بازارِ تاراج سپردند

و عشق را برابرِ جوخه، بی‌دفاع نشاندند.

ای فرزندانِ آفتاب!

در کوچه‌های بن‌بست قدم نگذارید،

بام‌ها ردای کمین پوشیده‌اند

و سایه، بوی گلوله می‌دهد.

کجایند آن مستی‌کشانِ گل به دست؟

آنان که بوسه را

بر لبانِ لرزانِ زندگی می‌شکفتند؛

امروز، سهمِ رگبارِ کینه شده‌اند.

بنگرید!

در شریانِ خیابانِ آزادی،

این وطن است که از دهانِ گلوله فریاد می‌کشد.

قصابان،

بر ارابه‌های آهنین،

با کاتوشاهای برافراشته،

به صیدِ قلب‌های عاشق آمده‌اند.

ای یاران!

شجاعتِ شما

لرزه‌ای بود

که ستون‌های جهان را لرزاند.

اگرچه امروز

دژخیمانِ بیگانه

با زبانِ آتش و آهن

جانِ جهانِ ما را نشانه رفته‌اند،

اما ببینید

مردم چگونه

از پیله‌ی جان گذشته‌اند؛

سرودِ سرخِ خویش را

بر سنگفرشِ خیابانِ آزادی

با خون امضا می‌کنند.

دریغا از این سکوتِ گَسِ جهان…

که در میهمانیِ خونِ شکوفه‌های ما

جام برمی‌دارند

و بر مرگ می‌رقصند.

اما گوش بسپار…

امید، در ژرفای زمین می‌جوشد؛

عشق،

ققنوس‌وار

از دلِ خاکستر برمی‌خیزد.

ما به حرمتِ رویاهایمان ایستاده‌ایم

و آزادی—

آزادی،

دوباره در این خاک

نَفَس خواهد کشید.

ی. صفایی

پانزدهم ژانویه ۲۰۲۶

۱۴۰۴ دی ۲۱, یکشنبه

نگو جاوید شاه ، و لینک‌های شعرها، کتاب‌ها و مقاله‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

نگو جاوید شاه

مجید نفیسی

نگو جاوید شاه

نگو: جاوید شاه!
بگو جاوید زن
تا مردسالاری برافتد
و زن با مرد برابر شود.

نگو: جاوید شاه!
بگو جاوید زندگی
تا مرگ‌پرستی رنگ ببازد
و زندگی بر مرگ چیره شود.

نگو: جاوید شاه!
بگو جاوید آزادی
تا فرد جرات کند که خود بیندیشد
و از پدرخوانده‌ها رها شود.

تاریخ تکرار می‌شود
نخست چون فاجعه
سپس چون مضحکه.
آیا مردم در خیابانها می‌میرند
تا خودکامگی شاه
جای خودکامگی آخوند را بگیرد؟
نه! نه! نه!
زن – زندگی – آزادی.

        دهم ژانویه دوهزار‌و‌بیست‌و‌شش

https://iroon.com/irtn/blog/21752/

***

Don’t Chant Viva Shah

Majid Naficy

Don’t chant: Viva Shah!
Chant: Viva Woman
So that male supremacy collapses
And women become equal with men.

Don’t chant: Viva Shah!
Chant: Viva life
So that death-worship  fades away
And life wins over death.

Don’t chant: Viva Shah!
Chant: Viva freedom
So that individuals dare to think
And let go of godfathers.

History repeats itself
First as tragedy
Second as farce.
Do people die on the streets
So that the tyranny of the Shah
Replaces the tyranny of the Mullah?
No! No! No!
Woman, Life, Freedom.

        January 10, 2026          

 

***

لینک‌های شعرها، کتاب‌ها و مقاله‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
1 Poem: Don’t Chant Viva Shah
شعر: نگو جاويد شاه
Free Access to Majid Naficy's New Book: The Story of a Love 
دسترسی رایگان به کتاب تازه‌ی مجید نفیسی: "سرگذشت یک عشق" چاپ دوم 
1 Poem: The Skeletonsشعر: اسکلتها
Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump
مجید نفیسی: فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
Music: Chopin: Nocturne in B minor
The New Yorker: An ICE Killing Puts Minneapolis on the Brink
The New Yorker: Donald Trump Was Never an Isolationist
The New Yorker: The Robot and the Philosopher
Bernie Sanders: Demand Congress Defund ICE Now!
محمد مهدی نجفی: از فره ایزدی تا ظل‌الله: واسازی کهن‌الگوی شاه مقدس
همن سیدی: پس از روز و شب باشکوه ۱۸ دی ماه، با نقش کردستان و سلطنت طلبها‌ چه می توان کرد؟
هالو - جمهوری اسلامی مرده کسی نیست جنازه اش را جمع کند. در گفتگو با صدای امریکا
 
 
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 
 

۱۴۰۴ دی ۲۰, شنبه

«بگذار برخیزد!»: زهره مهرجو

«بگذار برخیزد

از: زهره مهرجو

در جاده های تاریک

کوچه های سرد و باریک

نبض زندگی بلندتر می طپد!

اینک بر می خیزد مردم خسته،

مشت در آسمان...

و صدا هچون رعد

ابرهای سکون را می شکافد!

ز دست سگ هار افسار گسسته

بر رخِ نرگس جوان خون نشسته

آه...

بگذار برخیزد مردم بی نان!

حسرت پر زند ز نگاه کبوتر بی رنگ...

بگذار برخیزد!

* * *

 

دسترسی رایگان به کتاب تازه‌ی مجید نفیسی، و لینک‌های شعرها، کتاب‌ها و مقاله‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 

دسترسی رایگان به کتاب تازه‌ی مجید نفیسی

سرگذشت یک عشق: دوازده شعر پیوسته, چاپ دوم, "باشگاه ادبیات", فنلاند

سیمین بهبهانی در نامه‌ای از تهران مورخ اول آوت 1999 به مجید نفیسی نوشت:

"آقای مجید نفیسی عزیزم، "سرگذشت یک عشق" مجموعه‌ی دوازده شعر زیبای شما را آقای گلشیری عزیزم به من داد. هدیه محبی از آن سوی دنیای جدایی‌ها. خوشحالم که دور از یار و دیار، شاخه ي برومندی با استقلال و تفرد و به دور از همانندی‌ها می‌بالد و بارور می‌شود. نمی‌دانم این چند سطر به شما خواهد رسید یا نه. به هر حال من باید بنویسم که شعری ماندگار دارید بی آن که از معیارهای نشاندار زمان پیروی کرده باشید یا به عمد به دنبال غرابت‌های نوجویانه رفته باشید. پیش از این شعر "نفرین" شما را در "چشم انداز" خوانده بودم و به دنبال نشان گوینده می‌گشتم. تبریک مرا بپذیرید."

https://iroon.com/irtn/photo/16506

 

Free Access to Majid Naficy's New Book

The Story of a Love: A Sequence of Twelve Poems, "Literature Club", Finland

After reading the book the famous Iranian poet Simin Behbahani wrote in a letter to Majid Naficy dated August 1 1999 from Tehran:

“My dear Mr. Majid Naficy! I received your beautiful collection of twelve poems The Story of a Love from my dear Mr. Golshiri as a friendly souvenir from beyond world of separations. I am delighted that far from homeland and friends a strong branch is growing and coming to fruition with independence and singularity and far from similarities. I don’t know if these few lines will reach you or not. Nevertheless, I must write that you have an everlasting poetry without following the marked standards of the age or intentionally looking for odd novelties…Accept my congratulations.” 

***

لینک‌های شعرها، کتاب‌ها و مقاله‌های مجید نفیسی(به‌فارسی و انگلیسی)

 
 
Free Access to Majid Naficy's New Book: The Story of a Love 
دسترسی رایگان به کتاب تازه‌ی مجید نفیسی: "سرگذشت یک عشق" چاپ دوم 
1 Poem: The Skeletonsشعر: اسکلتها
Majid Naficy: Watch My Portrait Destroyed by Trump
مجید نفیسی: فیلم پرتره ی من که بدست ترامپ نابود شد
Video: AH, SANTA MONICA: A POETRY READING WITH MAJID NAFICY. SANTA MONICA PUBLIC LIBRARY, PICO BRANCH
Majid Naficy in Wikipedia
Music: Ghost Pepper Stepper: I'll Be Fine
Music: Chopin: Nocturne in B minor
کشتار معترضان، تهدید خامنه‌ای، هشدار ترامپ
The New Yorker: Is Life a Game?
Vox Populi: Karen J. Greenberg: Trump’s War on Women
Bernie Sanders: Investigate the ICE Shooting!
 
 
"And yet it does turn!" Galileo Galilei (1564-1642)
 

۱۴۰۴ دی ۹, سه‌شنبه

به غزه بنگر: سهیلا

 


به غزه بنگر

سهیلا

به غزه بنگر

شهری که چراغ‌ها را از چهره‌اش کنده‌اند

زمینش پر از فریادهای دفن شده است،

پر از گامهای بی‌سرنوشت

و‌لباس مدرسه بر تن گورها

بنگر به مادری با استخوانهایش خانه میسازد

به کودکش وعده صبح میدهد

بر پیشانی تب‌دارش سایه نان میکشد،

 و صبح باز میگردد

در نگاه آخرین کودک

در تَرَک‌های شب،

در مکث نفس‌ها،

در خشم‌های به هوش آمده‌ی جوشان در ریشه‌ها،

شب فرومیریزد

با ققنوس‌های آتش و باروت

به دستِ آگاه نسل‌ها

سهیلا