
خسرو روزبه
اول شهریور1294ـــــــــــ 21 اردیبهشت 1337 تیرباران
فرح نوتاش
برای بودنِ با تو
فاصلۀ زمانی ...
هرگز مسئله نبوده و نیست
و برای من... عبور از زمان
همیشه بس آسان
گرمی دست تو ...هنوز بر دستم
و شعله های نگاهت... زمان استدلال
چه روشن است و پر تأثیر
ایستاده ای با عزم و استوار
نگاهت گهگاه... به دورهای دور
پر امید... و همواره بی غبار
نبوغ تو... در درک مارکسیسم
به لحاظ هوش وافر ات
نه در انتظار مانده... برای فردا ها
پیوند داده ای آن را... با خود امروز
و متبلور است حضورش ...
در هر سخن... و گام ات
جذب جانت شده تمام نکات و ذرات اش
و ساخته از تو براستی ... یک انسان طراز نوین
در ایران استعمار زده
وعقب ماندۀ آنروز
عشق تو... به عدالت اجتماعی
نمودار در فصاحت .... شجاعت ... و نگاه
در درک عمیق... از وظیفه... و کار مدام
این همه کار مانده از تو... در عمر کوته تو
تو براستی ایثار کرده ای... تمامی خود را
و دشمن چه واقف است
بر ذات پویا و هوش وافر تو
از این رو
برای جذب ات ...
بکار بسته ...تمام فنون پر تزویر
ولی تو... ای خسروی خوبان
ای نابغه... ای قهرمان محرومان
و...ای افتخار مردم ایران
چه خالص و شفاف
و غیر قابل پیوندی... با حامیان سرمایه
و چه بی پروا
نشانه رفته ای قلم ... و منطق توپ و سلاح ات را ...
به سوی جانیان انگل و دزد ... در تمامی کاخ ها
و هرگز ...
حمایت خالص و ناب ات را
نکرده ای دریغ
از توده های کار و زحمت و رنج
تو داغ رکبار گلوله ها را... بر سینه
ترجیح داده ای
به پیوند... با حامیان سرمایه
تو خالص مطلق
تو یک رنگ... به دور از
فرصت طلبی ها و مصلحت جویی
تو ...
که انعکاس فریاد آزادکی ات ...
زنده در جانم
میسر نیست هرگز... محو ات از هستی
شور و گرمی ات... جاویدان
خون ات ...
در رگ رزمندگان خالص و ناب
نبض ات پر تپش
در رگ عاشقان
خشم ات ... به سرخی آتش
سازش ناپذیری تو... با حامیان سرمایه
چه شاه باشد و ... چه ملا
که هر دو بی مایه
تو... چه زلال و بی خدعه
قلبم... می زند
برای عزمت... رزمت... و اندیشه
که ستودنی ست در کسب اقتدار
تو جاودانه ای... ای زیباترین جلوۀ حیات
پرچم ات نیافتاده بر زمین
مشعل ات همیشه روشن...
و رهروان ات ... همه در راه
دیروز در سنگلج* ...
وقتی دست در دست هم... راه می رفتیم
از تو پرسیدم
آیا ... برای جهان چند قطبی ...
از رژیم ملا... حمایت می توانی کرد؟
آنچنان این سئوال... منقلب کرد تو را
که با فشار ناگهانی دست... و فریادت
دوید لرزه ... در تمامی جانم
شاه ... اعدام کنندۀ ما
ملا... قاتل یاران
می شود باز گرفت ... دست آنان را
مرگ ... هزاران بار بهتر ازحمایت و سازش
با هر کدام از این انگل های جانی و فاسد
گفتم ... ولی اکنون ایران در جنگ است!
گفتی...کی رژیمی
در صلح بوده است با ما؟
این همه بی عدالتی و جنایت ها
همه در سایۀ تیر و سر نیزه
حال حمایت... از تجاوزات مشتی...
دزد و خائن را
به زیر نام حمایت از قطب بندی های جهان؟
به خورد مردمان دادن؟
بی حرمتی... به حق انسان ایرانی؟
و لگد مال کردن حق یک ملت؟
این براستی
یک اطاعت کورکورانۀ محض است
وظیفۀ ما...
دفاع از حق زحمتکشان
نه خزیدن به زیر باد عبا
فریاد ما...
نه ... به آمریکا و یارانش
نه... به انگلیس و ملایش
راه ما بی سازش است... با تمام نوکران سرمایه
در ایران و جهان
نه لمیدن به این سو ... و نه آن
در دو روی سکۀ ما ... حک است
دفاع از حق زحمتکشان و ...
ضد استعمار
مای بی اتحاد ... بی قدرت
لیک واقف... به جهنم هر دو
نکنیم اشتباه
در 1357 ... نفس می کشید سوسیالیسم
در اتحاد جماهیر شوروی
معنا داشت ...همبستگی های همه احزاب
ولی اکنون ... این همه ایثار
برای بالا نشین کردن سرمایه!
قاطعانه بس مسخره است
باید ...
پرچم سوسیالیسم را در روسیه
دوباره افراشت
باید به رأی هفتاد و پنج در صد... در آنجا
احترام ...احترام... احترام گذاشت
و آنگاه جهان...
بطور طبیعی... چند قطبی ست
قربانی کردن ملت ایران
برای چند قطبی کردن سرمایه
و پایداری ملایان... از بن غلط است
فرح نوتاش
کتاب شعرفارسی یازده
وین ـ 14 ماه مه 2026
WWW.farah-notash.com
* در زمان خسرو روزبه ، پارک شهر تهران، سنگلج خوانده می شد.























