با خبر شدیم
*" خُسرو فرشیدوَرد"*
شاعر و نویسندۀ گرانقدر در خانۀ سالمندان نیکانبه دیار باقی شتافتند
شعر زیبای
*"این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست"*
از سروده های این بزرگمردِ وطن پرست است که پس از سفرهای خارج ازکشور، از ذهن پرمسئولیت او تراوش کرده است و تلنگری گزنده است بر وضعیت امروز "تمایلات متداول درجامعه"
جا دارد که هریک به نوبۀ خویش، خبر این سوگ را به دوستان خود در درون و بیرون کشور برسانیم !
روانش شاد و یاد و تفکر جاری در این اثرش همواره زنده باد !
https://www.youtube.com/watch?v=mKr5p_yrdxQ
*این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛*
*این خاک چه زیباست ولی خاکِ وطن نیست؛*
آن دختـــــــــــرِ چشم آبیِ گیسوی طلایی،
طنازِ سیه چشــــــــــم، چو معشوقۀ من نیست؛
آن کشور نو، آن وطــــنِ دانش و صنعت،
هرگز به دل انگیــــــــــزیِ ایرانِ کهن نیست؛
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان،
لطفی است که در "کَلگَری" و " نیس" و "پِکَن" نیست؛
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل" دریای عَدَن" نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی "آهوی خُتَن" نیست؛
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که رَوَم، هیچ کجا خانۀ من نیست؛
آوارگی وخانه بِدوشی چه بلایی ست ؟
دردی است که هَمتاش در این دیرِ کهن نیست !
من بَهرِ کِه خوانم غزل سعدی و حافظ ؟
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست؟
هرکس که زَنَد طعنه به ایرانی و ایران
بی شُبهِه که مغزش به سر ، و روح به تن نیست !
" پاریس" قشنگ است ولی نیست چو تهران ...
" لندن" به دلاویزی شیرازِ کُهن نیست؛
هر چند که سرسبز بُوَد دامنۀ " آلپ"
چون دامنِ البُرز ، پُر از چین وشکن نیست؛
این کوه بلند است ولی نیست دماوند ....
این رود چه زیباست ولی رود تَجَن نیست؛
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است،
این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست!
*یاد ونامش جاودان*🖤
https://www.youtube.com/watch?v=96lBYIbXnso
***
یادی از دکتر خسرو فرشیدورد
دکتر خسرو فرشیدورد در ملاير به سال 1308 ديده به دنيا گشود. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را تا كلاس دهم در زادگاه خود گذراند و از دبيرستان البرز تهران ديپلم گرفت. در سالهاي 1329 و 1338، ليسانس و فوقليسانس ادبيات فارسي را از دانشگاه تهران دريافت كرد و سپس در سال 1340 از همانجا فوقليسانس علوم اجتماعي گرفت. سرانجام در سال 1342 به دريافت درجة دكتري زبان و ادبيات فارسي نايل آمد.
تخصص اصلي وي پژوهش در عرصة دستور زبان فارسي بود و در اين رهگذر از چندين زبان بيگانه مانند فرانسوي، انگليسي و عربي كه به دستور آنها نيز تسلط داشت بهره ميجست. با زبان اسپانيايي و برخي زبانهاي كهن مانند زبانهاي فارسي باستان نيز آشنايي داشت.
او از 1340 تا 1345 عضو سازمان لغتنامة دهخدا بود و در تنظيم حرف «واو» با آن سازمان همكاري داشت. از سال 1343 تا 1347 نيز استاديار دانشكدة ادبيات دانشگاه اصفهان شد. سپس خود را به تهران منتقل كرد و از 1347 تا 1348 استاديار، و از آن پس تا ارديبهشت 1354 دانشيار، و از آن تاريخ به بعد استاد دانشكدة ادبيات دانشگاه تهران گرديد. بعد از بازنشستگي نيز تا چند ماه پيش از مرگ به تدريس دستورزبان در دانشگاه تهران پرداخت.
دکتر فرشیدورد جمعه 8 ديماه 1388 خورشيدي، غريبانه و در تنهايي و عزلتي غمانگيز در سراي سالمندان نيكان تهران جان به آفرينندة جانها داد.*
https://bukharamag.com/1393.02.5474.html

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر