بشکن بشکن
هادی خرسندی / اخبار روز

جنگجو گر ضرب شمشیرش سپر را بشکند
خود طلسم زرق و برق بی ثمر را بشکند
در کنار جادّه راننده جگوار گفت
گاه دست انداز کوچک شافنر را بشکند
کوچه معشوقه کس در مسیر ما نبود
ورنه مانع نیست دیواری که سر را بشکند
توپ گردی گاه می ارزد به صدتا چاه نفت
یک پنالتی گه دل شیخ قطر را بشکند
ماه با عکسی کنار یک سلبریتی خوش است
آسمان گو کشتی اهل هنر را بشکند
خنجر برهان قاطع چون درآید از نیام
منطق تردید و امّا و اگر را بشکند
اختناق و بی صدائی طرح هر دیکتاتور است
دزد، اول جعبه زنگ خطر را بشکند
در مصاف شیخ ها شق القمر ما کرده ایم
ورنه هر شیاد بتواند قمر را بشکند
پیر ما میگفت هجر یار چندان سخت نیست
وصل یار است آنکه در این سن کمر را بشکند
گوش ما پاسخ نمیگوید به دق الباب عشق
عشق اگر عشق است خود باید که در را بشکند
هادیا در گیر و دار این گرانی ها مگر
شعر طنزت قیمت قند و شکر را بشکند
—————————
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵- ۶ می

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر