۱۴۰۵ تیر ۳, چهارشنبه

خموشانه: شفیعی کدکنی / کمون(نشریه نظم کمونیستی)، شماره ۶۰

 

خموشانه

شفیعی کدکنی

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟
می‌خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان
نکهت صبحدم و بوی
بهارانت کو؟
کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیهه‌ی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟
زیر سرنیزه‌ی تاتار چه حالی داری؟
دل پولادوش شیر شکارانت کو؟
سوت و کور است شب و میکده‌ها خاموش‌اند
نعره و عربده‌ی باده گسارانت کو؟
چهره‌ها درهم و دل‌ها همه بیگانه ز هم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟
آسمانت همه جا سقف یکی زندان است
روشنای سحر این شب تارانت کو؟

شفیعی کدکنی

کمون(نشریه نظم کمونیستی)

 کمون شماره ۶۰ pdf

https://ocoiran.org/

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر