بِخوان!
به بهانه ی اول ماه مه روزهمبستگی جهانی طبقه کارگر / هوشنگ گلاب

بخوان، رفيقِ کارگَر!
بخوان، رفيقِ زِندانی!
بخوان، تو همسنگَر!
بخوان، که سلاله ی بزرگِ تو
تاريخ را نوِشته اَست؛
که فتح های بزرگ،
و کاخهای مجلل،
برشانه های زخمی تو،
بَنا شده است؛
و شانه های تو،
از نقشِ تازيانه ی تحقير
اَز رنجِ شقاوتِ تملک و سرمايِه
به آذين نشسته است.
بخوان، که سنگفَرشِ هرکوچه و خيابان
از خونِ تو، گلگون است؛
و سياهچالهای هر کهندژ و هر شهری
نظاره گَرِ شکنجه های تو بوده است.
بخوان، که هر خيزِشِ تو،
و هر خروشِ اِعتراضِ تو،
با گلولِه و دار
پاسخ گرفته است.
*
بخوان، رفيقِ کارگر!
بخوان، رفيقِ زِندانی!
بخوان، تو همسنگر!
بخوان، که عصر عصرِ توست؛
که عزم عزمِ توست؛
و حاصلِ زحمت اَز آنِ توست .
بخوان، که زنجيرهای بردِگی دَوران،
با دستِ ستبرِ تو
از هم گسسته می شود؛
که طومارِ ظلم و جور
با مشتِ پر صلابتِ تو
از هم دريدِه می شود؛
و خوابِ راحتِ صاحبانِ سرمايِه
اَز بيمِ نامِ تو
آشفته می شود.
بخوان که نگَهبانی جهان با توست
بخوان، که رِسالَتِ رهائی بشر با توست
که توده ی محرومِ اين جهان با توست!
*
بخوان، رفيقِ کارگر؛
بخوان، رفيق زندانی؛
بخوان، تو همسنگر:
بخوان، به نامِ زحمت و کار
بخوان، به نامِ حاکَميّتِ کار:
بخوان...
https://www.facebook.com/story.php?story_fbid=3911098585636498&id=100002091848737&mibextid=wwXIfr&rdid=Gw6XLYukyHQGckPC#
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر